تبليغاتX
PETROLEUM GEOLOGY زمین شناسی نفت
دوشنبه 24 فروردین1388
انواع روش های گمانه زنی در خاک و سنگ (قسمت اول)

گمانه زنی یعنی عمل ایجاد چاه هایی در زمین با بکارگیری ابزار مختلف حفاری. گمانه ها ممکن است بصورت عمودی، شیب دار یا افقی باشند  از آنها استفاده های مختلفی می شود. از جمله: نمونه برداری از مصالح زمین، انجام آزمون های برجا، بررسی شرایط هیدروژئولوژی، ایجاد شبکه زهکشی و شمع ریزی برای پی.

بطور کلی دو نوع فعالیت در حین انجام عمل گمانه زنی دنبال می شود که عبارتند از:

1- حفر گمانه: با پیشروی در زمین و نفوذ در آن به منظور رسیدن به هدف مشخصی از قبیل: سفره های آب زیرزمینی، لایه زمین شناسی معین، طاقدیس های نفتی و گازی، منابع انرژی زای زمین.

2- نمونه برداری از مصالح زمین در اعماق مورد نظر برای انجام آزمایش های مختلف و شناسایی خواص فیزیکی و مکانیکی آنها.

روش ها و ابزارهای مورد استفاده در هر دو عمل در بخش های زیر خلاصه شده است:

1- ابزار و دستگاه های حفاری

انواع مختلفی از ابزار و دستگاه های حفاری برای حفر چاه و گمانه زنی در سطح جهان وجود دارد. بر حسب مکانیسم عمل آنها، دستگاه های حفاری به چهار گروه اصلی تقسیم می شوند:

الف) حفاری مته ای

ب) حفاری شستشوئی

ج) حفاری ضربه ای

د) حفاری دورانی

 

انتخاب هر کدام از این دستگاه های حفاری بستگی به مجموعه عوامل زیر دارد:

1- موقعیت جغرافیایی محل

2- جنس مصالح زمین

3- قطر و عمق چاه و دستگاه حفاری

4- در دسترس بودن دستگاه

5- هدف از عمل حفاری

6- کیفیت نمونه برداری

حفاری مته ای مارپیچی

یکی از روش های متداول حفاری در فعالیت های عمرانی بحساب می آید که در آن حفر چاه در اثر چرخش دورانی و حلزونی مته و همزمان فرورفتن آن در زمین حاصل می شود. نم.نخه های بدست آمده از این روش نمونه های نمایانگر و بعضی وقت ها دست خورده هستند. کاربرد این روش از حفاری بیشتر در زمین های نرم و نیمه سخت است و بر حسب نوع زمین مته های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد. مته های حفاری در دو گروه اصلی تقسیم می شوند:

الف) مته های دستی

ب) مته های مکانیکی

الف) مته های دستی:

این مته ها بطور دستی توسط یک یا دو نفر بکار برده می شوند که بطور کلی ترکیب آنها شامل سرمته، لوله یا میله میانی و دسگیره می شود.

سرمته می تواند اشکال مختلفی داشته باشد که عمل حفاری و نمونه برداری توسط آنها انجام می شود.مته روی لوله یا میله میانی سوار می شود و قطر این لوله ها معمولا 20 میلی مترمی باشد و ممکن است بصورت یک قطعه یک دست و یا ترکیبی از قطعات مختلف باشد که در طول آن با توجه به عمق چاه متفائت خواهد بود. میلی میانی در قسمت بالایی دستگیره که T شکل است وصل می گردد در حین عمل حفاری دستگیره منتقل می شود و بدین ترتیب عمل حفاری انجام می گیرد.

از این نوع مته ها برای حفاری تا عمق های 3-10 متری استفاده می شود که عمق حفاری توسط جنس زمین و سطح ایستابی آبهای زیرزمینی کنترل می شود. حفاری بوسیله مته های دستی معمولا برای کارهای اکتشافی انجام می گیرد و کاربردهای دیگری همچون شناسایی تراز آبهای زیرزمینی و ایجاد چاه های زهشکی نیز می تواند داشته باشد.

متداول ترین نوع مته های دستی در سه گروه تقسیم می شوند:

1) مته های چنگکی

2) مته های حلزونی

3) مته های فنری

نوع اول برای نمونه برداری از خاک های رسی سخت و خاک های شنی متراکم استفاده می شود.

نوع دوم برای نمونه برداری از خاک های غیرچسبنده ماسه ای به کار برده می شوند قطر مته ها بین 50-100 میلی متر می باشد.

 

 

ب) مته های مکانیکی:

نیروی لازم برای بکار انداختن این نوع مته ها توسط یک موتور تامین می شود. مقدار نیروی مصرفی به نوع مته و جنس زمینی که در آن حفاری صورت می گیرد بستگی دارد. مته های مکانیکی بر اساس وظیفه خود به دو گروه مته های مکانیکی سبک و مته های مکانیکی سنگین تقسیم می شوند.

مته های مکانیکی سبک:

این مته ها حد واسط مته های دستی و مکانیکی سنگین از نظر کاربرد می باشند. حمل و نقل آنها و بکار گرفتن آنها توسط یک یا دو نفر انجام می گیرد. از یک موتور کوچک بقدرت 10 اسب بخار برای چرخاندن و فرو بردن مته در زمین استفاده می شود. عمق چاه هایی که بوسیله این نوع مته ها حفر می شوند بین 10-15 متر می باشد و قطر حفاری بین 75-300 میلی متر است. کاربرد آنها بیشتر در نهشته های نرم و سخت نشده است و نسبت به مته های دستی سرعت عمل بیشتری دارند.

مته های مکانیکی سنگین:

این مته ها معمولا روی کامیون سوارند و توسط آن ها به مناطق مورد نظر انتقال داده می شوند. نیروی چرخش آن ها توسط یک موتور قدرتمند تامین می شوند و نیروی نفوذی (فشاری) آنها ممکن است در اثر وزن خود مته و دستگاه حفاری باشد و یا اینکه توسط یک نیروی هیدولیکی یا دینامیکی خارجی تامین گردد. با استفاده از این نوع مته ها می توان در همه نوع خاک (رسی، سیلتی،ماسه ای) و نهشته های سخت و متراکم شده و سنگ های نرم تا نیمه سخت حفاری نمود و از آنجا که در بیشتر فعالیت های مهندسی و ژئوتکنیکی در این نوع نهشته هاست لذا این مته ها کاربرد گسترده ای در طرح های عمرانی دارد. نمونه هائی که از این طریق بدست می آید می تواند بصورت نمونه های دست نخورده و یا نمونه های نمایانگر باشد چون نمونه ها در حین بالا آمدن در اثر عمل چرخش مته با هم مخلوط گشته و در نتیجه خصوصیات اولیه خود را از دست بدهند.

کاربرد این مته ها در چاه هایی که تراوش آب های زیرزمینی زیاد باشد و یا دیواره های چاه ریزش داشته باشد محدود می شود. سرعت حفاری با توجه به جنس زمین متفاوت می باشد.

مته های پره ای:

این مته ها قطری برابر با 50- 300 میلی متری دارند و از آنها برای حفاری تا عمق 50-60 متری استفاده می شود. مته های پره ای بر حسب کاربرد آنها به دو گونه مته های پره ای کوتاه و مته های پره ای ممتد تقسیم بندی می شوند.

مته های محفظه ای (سطحی):

این مته ها شامل یک محفظه فولادی استوانه ای شکل می شوند که از قسمت بالا باز می شوند و در قسمت پایین صفحه ای فلزی وجود دارد که روی تیغه های برنده ای تعبیه شده است. بلافاصله در مجاورت این تیغه های برنده شیارهایی قرار گرفته است که بدرون محفظه باز می شوند. محفظه فولادی از طریق میله محوری به دستگاه حفاری وصل می گردد. در حین عمل حفاری مته به چرخش در می آید و تیغه های برنده آن سبب خرد شدن و برش یافتن سنگ ها و نهشته های مسیر خود می شوند. مصالح خرد شده از طریق شیار ها به درون محفظه راه می یابند و زمانیکه محفظه پر می شود مته به سطح زمین آورده می شود و محتویات آن تخلیه می شود و عمل حفاری بدین صورت ادامه پیدا می کند. با استفاده از این روش چاه هایی به قطر 1 متر و  عمق 50 متر حفر گردیده است. البته این مته ها برای حفاری در زمین های نرم و نهشته های سخت نشده مناسب هستند.

نوشته شده توسط میثم فارسی در 9:46 | | لینک به این مطلب
شنبه 27 مهر1387
رهاسازی و ترک (Abondon) منطقه‌ی دارای پوشش شنی (gravel pack zone) بوسیله‌ی ژل
گروه علمی تحقیقاتی نفت تایمز:
خوردگی کف مخازن را می توان با به کارگیری همزمان حفاظت کاتدی و ممانعت کننده خوردگی از نوع فاز بخار و یا تنها با به کارگیری وی سی آی (VCI) تحت کنترل قرار داد.

خوردگی کف مخازن نفتی یکی از مشکلات مهم ذخیره سازی نفت خام و مایعات گازی است. نشست مخازن بزرگ نفتی موجب آلودگی آب های زیرزمینی و وارد آمدن خسارت های جبران ناپذیر به محیط زیست می شود. در گذشته کف مخازن (قسمت بیرونی مخزن که با زمین در ارتباط است) با به کارگیری حفاظت کاتدی نتوانسته است به طور کامل مانع از نشت و جلوگیری از خوردگی کف مخازن ذخیره نفت شود.

در این مقاله دلایل ناتوانی سیستم حفاظت کاتدی در جلوگیری از خوردگی کف مخازن نفتی و آخرین روشهای مورد استفاده برای حفاظت کف مخازن بررسی می شود.
به کارگیری سیستم حفاظت کاتدی، بازدارنده های خوردگی از نوع فاز بخار و به کارگیری همزمان حفاظت کاتدی و بازدارنده های خوردگی فاز بخار از جمله روش های حفاظت از خوردگی کف مخازن است.
مشکلات روش های حفاظت کاتدی:

نتایج تجربی نشان می دهد سیستم حفاظت کاتدی به تنهایی قادر به حفاظت خوردگی کف مخازن نیست و در موارد متعدد دچار نشت شده است. این درحالی است که کف مخازن در پتانسیل حفاظت کاتدی قرار دارد.
یکی از روش های توزیع مناسب پتانسیل حفاظت کاتدی در کف مخازن به کارگیری بستر آندی است. به گونه ای که موجب توزیع پتانسیل حفاظت کاتدی در کف مخازن شود که شامل، به کارگیری آندهای کم عمق در اطراف مخزن، آندهای افقی و سیمی در زیر کف مخزن است.
در روش اول به علت تخلیه جریان حفاظت کاتدی در لایه سطحی زمین، باعث افزایش ضریب حفاظتی (Over protection) در خطوط لوله مدفون در خاک و مجاور مخازن می شود، بنابراین از این روش نمی توان در پالایشگاه ها استفاده کرد. در روش دوم آندهای سیمی به صورت مارپیچ در فونداسیون کف مخزن قرار می گیرد و این روش برای مخازن موجود قابل استفاده نیست.
یکی دیگر از روش های توزیع پتانسیل حفاظت کاتدی در کف مخزن عایق سازی الکتریکی هر یک از مخازن از یکدیگر است. در این روش هر یک از مخازن توسط فلنچ عایقی به همراه مقاومت الکتریکی از یکدیگر جدا می شوند.
به کارگیری پوشش در کف مخزن ها نیز یکی دیگر از روش هایی است که در توزیع حفاظت کاتدی در کف مخزن استفاده می شود. به دلیل مشکلات اجرایی اعمال پوشش بر روی ورق فولادی کف مخازن نفتی و گازی امکان پذیز نمی باشد. حرارت ناشی از جوشکاری صفحات کف مخزن، باعث از بین رفتن پوشش آنها می شود، در نتیجه پوشش مناسبی برای حفاظت از این نواحی نیست.
بنابراین به جای پوشش دادن ورق فولادی کف مخزن، محل نصب مخزن به خوبی پوشش داده می شود و اطراف مخزن را به خوبی آب بند می کنند. پوشش مزبور چسبندگی به کف مخزن ندارد، در چنین شرایطی این پوشش در حکم سپر برای جریان حفاظت کاتدی عمل می کند و اگر به دلایلی الکترولیک به ناحیه بین پوشش و کف مخزن نفوذ کند، حفاظت کاتدی قادر به مقابله با خوردگی آن نخواهد بود.
به دلیل آن که پوشش مزبور حالت سپر الکتریکی دارد، اندازه گیری پتانسیل کف مخزن چنین حالتی را نشان نمی دهد و کف مخزن در محدوده پتانسیل حفاظت کاتدی قرار دارد ولی خوردگی در کف آن اتفاق می افتد.
از طرف دیگر اگر کف مخزن مستقیما بر روی فونداسیون بتنی قرار گیرد، کلیه نواحی کف مخزن قادر به ایجاد ارتباط الکتریکی مناسب با فونداسیون بتنی نخواهد بود و بنابراین حفاظت کاتدی نمی تواند به خوبی کف مخزن را تحت حفاظت خود قرار دهد.
نتایج تجربی موجود نشان می دهد مخازن نفتی با وجود حفاظت کاتدی کف آنها دچار خوردگی می شود و نشت مواد نفتی به آبهای زیر زمینی موجب ایجاد خسارت های زیادی به آب های زیر زمینی شده است.
روش های جدید حفاظت خوردگی کف مخازن امروزه می توان خوردگی کف مخازن را با به کارگیری همزمان حفاظت کاتدی و ممانعت کننده خوردگی از نوع فاز بخار و یا تنها با به کارگیری وی سی آی (VCI) تحت کنترل قرار داد.
مواد وی سی آی، ممانعت کننده فاز بخار، می توانند در محیط بسته سطح فلز را در برابر عوامل خورنده مثل آب، بخار، کلریدها، سولفید هیدروژن و مواد خورنده دیگر در محیط های صنعتی حفاظت کنند.

فشار بخار مواد مذکور کم است، بنابراین در فشار اتمسفر و دمای محیط بخار می شوند. در محیط بسته بخارهای ایجاد شده بر روی سطح میعان کرده و توسط مولکول های سطح قطعات جذب شده و منجر به توقف یا تاخیر در انجام واکنش های خوردگی می شوند. روش مذکور به عنوان یکی از روش های استاندارد محافظت کف مخازن نفتی مطرح شده است.
روش دیگر تزریق مداوم وی سی آی از طریق شبکه ای از لوله های سوراخ دار است. این لوله ها در زیر مخزن و در داخل فندانسیون بتنی کف قرار می گیرند. مواد بازدارنده خوردگی از طریق لوله های مزبور در کف مخزن تزریق می شود. بدیت ترتیب با توزیع وی سی آی در کف مخزن، از خوردگی آن جلوگیری می شود. برای جلوگیری از ایجاد جرقه در نتیجه تمرکز الکتریسیته ساکن، باید مقاومت سطح پوشش درونی مخزن کمتر از ۱۰۸ اهم باشد.

سیستم های پوشش دهنده درون مخازن ذخیره نفت:

جهت دیواره و کف از پوشش اپوکسی فنولیک با هاردنر آمین و با خاصیت آنتی استاتیک استفاده شود. که این پوشش به دلیل ایجاد کراس لینک (Cross-linK) بالا، منجر به ایجاد پوشش سخت و مقاوم خواهد شد.
روش دیگر استفاده از پوشش پلی اورتان با خاصیت آنتی استاتیک که برای دیواره مخازن استفاده می شود. چنانچه کف مخزن توسط کامپوزیت کلاس اپاکسی (Glass-Epoxy) یا کلاس پلی استر (Glass-Polyester) روکش شده است، لازم است ژل کت سطحی آن دارای خاصیت آنتی استاتیک باشد.
مقاومت پوشش ها در حدود ۱۰ اهم است و چنین مقاومتی تنها مانع از بروز جرقه توسط انباشته شدن الکتریسیته ساکن می شود و از لحاظ الکتریکی چنین موادی تقریبا در ردیف مواد نیمه رسانا قرار دارند.
آندهای فدا شونده که در داخل مخازن به کار می روند علاوه بر جلوگیری از خوردگی، عامل تخلیه بارهای الکتریسته ساکن نیز محسوب می شود.
به طور کلی مخازن نفتی زیادی در کشور دچار نشت شده است. این موضوع ضررهای اقتصادی جبران ناپذیری به محیط زیست وارد کرده است. با توجه به اهمیت بالای حفظ محیط زیست و نیز جلوگیری از هدر رفتن نفت خام و مایعات گازی لازم است روش های جدید مقابله با خوردگی کف مخازن نفتی مورد توجه قرار گیرد.

عباس آقاجانی
منبع: ماهنامه داخلی شرکت ملی گاز ایران/
نوشته شده توسط میثم فارسی در 9:24 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 5 شهریور1387
كنترل رسوبات آسفالتين در چاههاي نفتي
كنترل رسوبات آسفالتين در چاههاي نفتي

2 – 1 – خلاصه

رفع رسوبات آسفالتين در سازندهاي توليد كننده نفت و سيستمهاي توليدي طي سالها يكي از مشكلات اصلي در صنعت نفت بوده است . انتخاب عاملهاي كنترل كننده شيميايي در گذشته به بررسي انحلال توده اي آسفالتين در نمونه هاي بازيافت شده از سيستمهاي توليدي محدود شده بود . اخيراً روش مورد قبول براي حل اين مشكلات استفاده از حلالهاي آروماتيكي نظيرگزيلن ، تولوئن و غيره مي باشد . اين روش به استفاده از مقادير زياد اين حلالها نياز دارد . همچنين اين روش به تعداد دفعات زياد بايد انجام شود . اين مقاله نتايج آزمايشات بر روي ميدانهاي نفتي و كاربرد مواد شيميايي كنترل كننده آسفالتين و استفاده از تستهاي آزمايشگاهي براي از بين بردن رسوبات آسفالتين و استفاده از مواد شيميايي بازدارنده رسوبات آسفالتين را شرح مي دهد .
آزمايشات اوليه قدرت پراكنده سازي ، با آزمايش پخش كردن آسفالتين در هگزان آغاز شده است . برخي مواد شيميايي كه نتايج اميدوار كننده اي در انحلال و پراش آسفالتينها در محيطهاي نامحلول حاوي هگزان ارائه كرده اند ، براي استفاده در ميدانهاي نفتي يا براي تست اضافي در آزمايش رفع رسوبات جاري سنگ انتخاب شده اند .
دستگاه آزمايش جريان درون نمونه ( core flow test apparatus ) روشي را براي آشنا شدن با تشكيل رسوب آسفالتين و مطالعه در رابطه با رفع آن با استفاده از عاملهاي شيميايي ارائه كرده است . استفاده از نمونه هاي سنگ و آسفالتينهاي بدست آمده از منابع توليدي ، اين فرصت را به ما مي دهد كه بهترين مواد شيميايي رفع كننده رسوبات آسفالتين را انتخاب كنيم .

2 – 2 – مقدمه

آسفالتينها تركيبات پيچيده ناجور اتم و درشت حلقه اي شامل كربن ، هيدروژن ، سولفور و اكسيژن هستند . آنها در طبيعت به صورت درشت بوده و به شدت آروماتيكي هستند و در نفتهاي خام به صورت مايسلهاي به هم چسبيده يافت مي شوند . رزينها و مالتينها كه پيشنيازهاي مولكولي آسفالتينها هستند ، ذرات آسفالتين منتشر شده را به هم مي چسبانند . در حالي كه آسفالتينها توسط سرهاي قطبي مالتينها و رزينها احاطه شده اند ، دنباله هاي آليفاتيكي آنها بطور فزاينده اي در فازهاي نفت هيدروكربنها در حال افزايش است . وقتي نيروهاي شيميايي يا مكانيكي به اندازه كافي بزرگ شوند ، اين گونه هاي به هم چسبيده و محكم شكسته مي شوند و ذرات آسفالتين براي واكنش با آسفالتين ناپايدار اصلي و تشكيل توده هاي بزرگ و نهايتاً ته نشيني آماده مي شوند .
اين عاملهاي ناپايدار داراي يك پتانسيل جرياني هستند كه اين پتانسيل جرياني باعث جريان سيال در محيطهاي متخلخل سازند مي شوند . اين توده هاي آسفالتين توسط پتانسيلهاي الكتريكي ، عاملهاي مكانيكي و يا توسط عاملهاي خارجي ديگر بوجود آمده اند كه اين عاملها مي توانند اسيد يا ديگر محركها يا سيالهاي سخت يا گازهايي كه براي كمك كردن به بازيافت استفاده مي شوند مانند co2 و ديگر گازهاي امتزاجي باشند . اين مواد با تغيير PH يا ديگر مشخصات نفت خام مي توانند آسفالتينها را ناپايدار كنند .
چون ذرات آسفالتينها قطبي هستند ، ممكن است اين ذرات در اثر خاصيتهاي القايي در توده هاي ثانويه ، باردار شوند . همانطور كه تجمع ادامه پيدا كرد ، توده هاي ذرات درشت آسفالتين پيدا خواهند شد . تأثيرات نقطه حباب مهم است ، زيرا اين تأثيرات مكانيسم دفع مواد شيميايي از توده هاي ناپايدار توده با سرهاي آليفاتيكي رزينها و مالتينها باعث مي شود كه يك بي تعادلي لحظه اي در ماهيت محيط اطراف ايجاد شود . اين عدم تعادل لحظه اي براي دفع رزينها و مالتينها و ايجاد ناپايداري كافي مي باشد . فرايندهاي مكانيكي با چندمين راه حل اين كار را آسان نموده اند ، اما مهمترين اين راه حلها جابجايي اوليه از يك نقطه با فشار مشخص به يك نقطه با فشار كمتر مي باشد . جريانهاي امتزاجي با ايجاد غلظت بيشتر سرهاي ناپايدار توده آسفالتين ، مشكل را شدت مي بخشند .

2 – 3 – تستهاي آزمايشگاهي

تستهاي آزمايشگاهي ارائه شده براي آشكار كردن طرز عمل مؤثر مواد شيميايي و انتخاب اين مواد جهت استعمال در ميدانهاي نفتي ، شامل سه گونه تست مي باشند . براي انتخاب مواد شيميايي اي كه در درجه اول براي پراكندگي و پخش آسفالتين كاربرد دارند ، از نوع تست انتخاب مواد شيميايي پراكنده ساز استفاده مي شود . هدف اين آزمايش تهيه يك محلول خام اوليه حاوي 5 گرم رسوب حل شده در 100 ميليليتر گزيلن مي باشد . سپس 100 ميليليتر هگزان را در تعدادي استوانه مدرج 100 ميليليتري ريخته و مقاديري مشخص از مواد شيميايي پخش كننده را در هر استوانه اضافه مي كنيم . يك ميليليتر از محلول خام شامل آسفالتين را به هر كدام از استوانه ها اضافه كرده و محتوي آنها را خوب به هم مي زنيم . بعد از مدت يك ساعت ، يك نمونه ده ميليليتري از سطح 70 ميليليتري برداشته و با 30 ميليليتر گزيلن مخلوط مي كنيم . مقدار نفوذ اين مواد شيميايي تا 640 نانومتر محاسبه شده و با نتايج عملكرد ديگر مواد شيميايي با كمترين مقدار نفوذ براي معلق كردن هرچه بيشتر آسفالتينها در گزيلن مطلوب است .

بيشتر نسخه هاي آزمايش پراكنده سازي توده هاي آسفالتين مي تواند براي انتخاب حلالها و عاملهاي پراكندگي اين توده ها مورد استفاده قرار گيرد . در اين تست ، يك قرص از رسوب آسفالتين با قرار دادن 2 گرم آسفالتين تحت فشار pellet press و شكل گيري قرص در فشار بالا ، تشكيل مي شود .
در ساخت اين قرص تفاوتهاي سطح و شكافها در نظر گرفته نمي شود كه ممكن است اين تفاوتها در قسمتهايي از رسوب آسفالتين مورد استفاده براي آزمايش ، خود را نشان دهند . اين فاكتورها ممكن است نتايج اين آزمايش را تحت تأثر قرار دهند . 100 ميليليتر هگزان را همراه مواد شيميايي درخواست شده در يك استوانه 100 ميليليتري رخته و خوب مخلوط مي كنيم . قرص آسفالتين ساخته شده را در استوانه قرار داده و اجازه داده مي شود تا محتوي استوانه براي يك دوره زماني راكد باشد . مقدار آسفالتينهاي پخش شده در هگزان كه به صورت يك قسمت تيره پيداست از روي استوانه مدرج خوانده مي شود . مواد شيميايي كه بيشترين مقدار آسفالتينهاي پخش شده را در كوتاهترين زمان تهيه كرده اند ، انتخاب مي شوند . اين آزمايش به انتخاب يك سري مواد شيميايي كمك مي كنند كه اين مواد مي توانند رسوبات آسفالتين را تحت تأثير قرار داده و باعث پخش شدن آنها شوند . اين آزمايش مي تواند براي انتخاب يك سري مواد شيميايي براي آزمايش core flow test نيز استفاده شود .
Core flow test براي انتخاب مناسبترين مواد شيميايي بدست آمده براي رفع رسوبات آسفالتين از مواد اوليه سازند و كمك به احياي تراوايي نسبي استفاده مي شود . اين دستگاه شامل يك Hastler core holder ، پمپ گرادياني كروماتوگرافي مايعات فشار بالا ، طيف سنج فوتوالكتريكي بدون توقف جريان ، ترانس ديوسر فشار و يك سيستم كامپيوتري جهت ثبت داده ها مي باشد . براي آزمايشهاي مغزه از مغزه field يا مغزه استاندارد Berea استفاده مي شود . امروزه آزمايشهاي مغزه در دماي اتاق انجام مي شود . بعد از استقرار شرايط water wet و تعيين تراوايي مؤثر يك مغزه آسيب نديده و استفاده از گزيلن به عنوان يك حلال شوينده يا يك فاز پيوسته ، آسيب به مغزه با قرار دادن 75 ميليليتر فاز پيوسته گزيلن به درون مغزه ، ايجاد مي شود كه اين فاز پيوسته داراي يك درصد پراكندگي آسفالتين مي باشد .
پراكندگي آسفالتين با خرد كردن رسوبات آسفالتين و اضافه كردن آنها به گزيلن ايجاد مي شود . اگر هيچ رسوبي موجود نباشد نتيجه مي گيريم كه آسفالتين توسط هگزان در نمونه نفت خام ميدان نفتي ته نشين شده است . وقتي ديسپرسيون گزيلن / آسفالتين كاملاً مغزه را پر كرد ، حلال حامل گزيلن سراسر حجم چندمين مغزه را فرا خواهد گرفت تا بدين وسيله يك حد مبنا براي حذف گزيلن از رسوبات آسفالتين پيدا شود . از آنجايي كه تعدادي از آسفالتينها تحت شرايط اين آزمايش در گزيلن حل نمي شوند ، اين حد مبنا بهترين حالتي كه گزيلن مي تواند رفع شود را براي آسفالتينهاي مورد بررسي نشان مي دهد و اين حد مبنا به عنوان نقطه رفع مطلق گزيلن مشخص مي شود . بنابراين نتيجه مواد شيميايي انتخاب شده براي مقادير مختلف عملي مي باشد .
معمولاً در ابتدا يك pore volume براي تزريق تحت فشار در اين راه كارهاي شبيه سازي شده ، استفاده شده است . نتيجه اين آزمايشات مي تواند در شستشوي تحت فشار گزيلن به كار برده شود ، براي اينكه تأثير مواد شيميايي در رفع رسوبات داخل يك جريان نفتي مشخص شود . جريان داخل يك مغزه ممكن است به علت استفاده از راهكارهايي كه در آنها مواد شيميايي استفاده مي شود ، معكوس شود . اين معكوس شدن جريان درون مغزه از سمت تخليه شده مغزه مي باشد . خواسته شده كه تزريق تحت فشار به كار رفته در يك چاه در طي يك ترتمان منطقه اي شبيه سازي شود . اگر درخواست شود كه مغزه دوباره اشباع و جريان گزيلن دوباره از آن عبور داده شود ، يك مغزه مي تواند براي چندين ساعت مورد بررسي و معالجه قرار گيرد .
فشار و نرخ جريان در يك مغزه اندازه گيري شده و در سيستم جمع آورنده داده ها ، ذخيره شده است . عبور سيال خروجي از مغزه به ميزان 430 نانومتر توسط دستگاه طيف سنج فوتو الكتريكي بدون توقف جريان اندازه گيري شده است . با رسم ميزان عبور سيال خروجي از مغزه بر حسب غلظت تعيين شده با رقيق شدگي استاندارد آسفالتين در ديسپرسيون گزيلن براي داده هاي قرائت شده از سيال خروجي و مقايسه آنها با قانون بير ، ميزان آسفالتينهايي كه رسوب شده اند ، رفع شده اند و در نمونه باقي مانده اند مشخص مي شود .
توده آسفالتين بعد از هربار راندن رسوبات ، دوباره وارد مغزه مي شود . جريان گزيلن دوباره مستقر مي شود و تأثير ديگر مواد شيميايي بر روي مغزه بررسي مي شود . تراوايي مؤثر با اندازه گيريهاي جريان و فشار بدست آمده توسط اين تست ، محاسبه مي گردد . وقتي كه تراوايي مؤثر نسبت به ميزان رسوبات آسفالتين جدا شده رسم شود ، بهترين ماده شيميايي براي درمان مخازن بدست مي آيد . براي نمونه نمودار رسم شده در شكل 2 ، تراوايي اوليه بر اثر استفاده از گزيلن را ارائه مي دهد . تراوايي به خاطر رسوبات آسفالتين نمونه ، كاهش مي يابد و بهترين تراوايي بدست آمده تنها از بيرون راندن گزيلن و ميزان جداسازي و رفع آسفالتين و اصلاح نتايج تراوايي بوسيله هر ماده شيميايي تست شده ، ارائه مي گردد .
در بسياري از معالجات ( رفع رسوبات آسفالتين ) ، افزودن يك حلال متقابل تا حدود زيادي تراوايي نسبي را بهبود خواهد بخشيد . هر چند ، افزايش ظرفيت حلال متقابل در خيلي موارد مي تواند ميزان جداسازي آسفالتين را كاهش دهد . حلال متقابل در اثر تماس مؤثر با رسوبات ، مي تواند سبب water wetting ذرات آسفالتين شود ، ذرات آسفالتيني كه در حلال قابل حل نفت ، مشكل زا مي باشند .
گزيلن استفاده شده در core flow test به عنوان يك فاز حامل پيوسته ، برخي از رسوبات آسفالتيني خود را رفع كرده است . براي انجام آزمايشهاي سخت در خلال آزمايش مواد شيميايي ، هگزان مي تواند به عنوان يك فاز حامل استفاده شود . هگزان هيچ رسوبي را رفع نخواهد كرد ، و سبب خواهد شد كه رسوبات به صورت ته نشين شده باقي بمانند . نتايج آزمايش نشان مي دهد كه مواد شيميايي انتخاب شده رفع رسوبات آسفالتين را كند خواهد كرد و تراوايي نسبي افزايش مي يابد ، حتي وقتي هگزان به عنوان سيال حامل استفاده شده است .

2 – 4 – روشهاي به كار رفته در ميدان نفتي براي رفع آسفالتينها

وقتي توليد چاه در اثر رسوبات آسفالتين كاهش مي يابد ، رايجترين كار اجراي يك درمان با پاكسازي آسفالتينها با استفاده از يك حلال داراي ظرفيت آروماتيكي بالا مي باشد . براي نتيجه بخش بودن كار ، حلال مورد استفاده بايد قادر باشد كه آسفالتين را در خود حل كرده و آنها را درسراسر محلول سيستم توليدي نگه دارد . اگر آسفالتينها در محلول نگه داشته نشوند ، آنگاه رسوب كردن در هر جايي كه فاكتورهاي ضعيف كننده آزمايش شده اند ، ممكن است اتفاق بيفتد .
هرگاه رسوب آسفالتين اتفاق مي افتد ، در ترمهاي زمان تكميل كار ، توليد به تأخير افتاده و جايگزيني پمپها ، ممكن است خيلي زيان وارد شود ، به همان ميزان نيز رفع علاج بخش آسفالتين و يا درمان توسط شبيه سازي پرهزينه مي باشد . بنابراين حداكثر استفاده از برنامه درمان با مواد شيميايي ، براي كاهش تكرار كارها در هر چاه مشكل دار ، مهم است .
انتخاب مواد شيميايي درماني مناسب به محل اتفاق افتادن مشكل ، علت به وجود آمدن مشكل و اينكه اين مواد چه كاربردي داشته باشند ، بستگي دارد . اضافه بر آن ، تستهاي آزمايشگاهي مورد استفاده براي دستيابي به انتخاب مواد شيميايي مطلوب ، به ميزان مشكل موجود و روال استعمال مواد شيميايي ترجيح داده شده بستگي خواهد داشت . براي نمونه روش كاربردي در ميدان شامل تميزسازي چاه و سازند ، تحت فشار قراردادن سازند ، يا تزريق پيوسته براي جلوگيري يا به تأخير انداختن بيشتر رسوب گذاري ، مي باشد .
نتايج مواد شيميايي انتخاب شده در درمان ميدان نفتي در مناطقي كه مشكلات رسوبات آسفالتين سبب مشكلاتي در عمليات بهره برداري شده است ، كاربردي تر نشان داده شده است . اين موضوع مخصوصاً مهم است كه توليد در عمليات بهره برداري به صورت يك جريان امتزاجي يا وارد شدن فاكتورهاي ناپايداري آسفالتين كاهش يافته بود . رسوبات آسفالتين در جريانهاي امتزاجي كه توسط پمپهاي الكتريكي فرو رونده بوجود آمده اند ، يك محل سخت ويژه اي را در نتيجه ناپايداري بوسيله حلالهاي تغيير يافته ، يك برش مكانيكي حداكثر ، و افت فشار در پمپ را باعث مي شوند . كاربرد نتايج بحث شده در اينجا ، در انواع عمليتهاي بهره برداري موفقيت آميز بوده است .

2 – 5 – معالجات انجام شده براي چند ميدان مشكل دار

2 – 5 – 1 – نمونه 1 )
يك چاه جرياني در منطقه جنوب شرقي مكزيك در عمق 19600 فوتي ، به اين مشكل ( رسوبات آسفالتين ) دچار شده بود . و اين چاه در عمق 19029 فوتي تكميل شده بود . دماي ته چاه اين چاه در حالت بسته بود . مشخص شده بود كه رسوبات آسفالتين در لوله ها به خاطر كمتر شدن توليد ، مشكل زا بود . معالجات اوليه در درجه اول شامل استفاده از گزيلن و ديگر افزودني ها بود . معالجات در دوره هاي زماني مختلف انجام گرفته و معمولاً شش ماه طول كشيده است . وقتي كه معالجات شروع شد ، چاه با دبي 436 بشكه نفت در روز توليد مي كرد ولي بعد از چند بار معالجه ، توليد چاه به 4700 بشكه نفت در روز رسيد .
مطالعات درباره عامل پخش كننده و تست core flow در آزمايشگاهي كه نمونه هاي نفت خام و رسوبات درون لوله ها را مورد استفاده قرار مي دهد ، نشان مي دهد كه استفاده از ماده شيميايي شماره 1 ( product ) رسوبات آسفالتين را از درون لوله ها حذف مي كند و ماده شيميايي شماره 3 ( product 3 ) آسيب سازند را برطرف نموده و تراوايي را به حالت اول بر مي گرداند .
آسفالتينهاي درون لوله ها پاكسازي شد . با رفع همه آسيبها ، سازند معالجه د و كارهايي صورت گرفت تا رسوب گذاري در آينده كاهش پيدا كند . با انجام اين كارها معالجه چاه موفقيت آميز بود . لوله هاي مارپيچ شده كه براي اضافه كردن ديزل براي سوخت چاه استفاده مي شود ، تا محل شعله كشيده شده است . وقتي لوله هاي مارپيچ شده به محدوده آسفالتينها در 15748 فوتي رسيدند ، مخلوطي شامل 90 درصد گزيلن و 10 درصد ماده شيميايي ( حدود 275 بشكه ) شماره 1 توسط يك سوخت پاش فشار بالا به سمت انتهاي لوله هاي مارپيچ ، پمپ مي شود .
با رفع رسوبات آسفالتين درون لوله ها با يك بار گذشتن مخلوط از درون اين لوله ها ، معالجه موفقيت آميز خواهد بود . بعد از محدوده لوله هاي مارپيچ كه از رسوبات آسفالتين رفع شده اند ، سازند با استفاده از لوله هاي مارپيچ ، تحت فشار 1100 بشكه از يك سيال متقابل كه به دنبال آن 1100 بشكه از ماده شيميايي شماره 3 ( product 3 ) كه به صورت مخلوط 10 درصد در گزيلن قرار دارد ، معالجه مي گردد . نيتروژن براي تحت فشار قرار دادن سيالات درون سازند براي يك فاصله شعاعي 8 فوتي از دهانه چاه مورد استفاده قرار مي گيرد . در اين حالت چاه بسته خواهد بود و براي نفوذ حلالهاي تزريقي به مدت چهار ساعت فرصت داده مي شود .
بعد از چهار ساعت ، چاه دوباره شروع به توليد خواهد كرد و دبي توليدي اينبار به 4800 بشكه نفت در روز رسيد . بررسي هاي دوره اي روي 21 ماه آينده نشان داده است كه توليد به تدريج به 3500 بشكه نفت در روز افت خواهد كرد .
چاه دوم در منطقه اي مشابه در جنوب شرقي مكزيك ، با عمق 17000 فوت و منطقه بهره برداري 50 فوتي ، در فاصله زماني مشخصي توسط آسفالتينها بر روي ستونك سر چاه كاملاً بسته شده بود . استفاده از عاملهاي پخش كننده و core flow test در تستهاي آزمايشگاهي نشان مي دهد كه مواد شيميايي مشابه استفاده شده براي چاه قبلي مي تواند براي رفع مشكل اين چاه نيز استفاده شود . از آنجايي كه لوله ها كاملاً بسته شده بودند ، لوله هاي مارپيچ شده نمي توانست براي معالجه چاه مورد استفاده قرار گيرد . يك كاميون نفت داغ به چاه متصل مي باشد و مخلوط گزيلن و 10 درصد ماده شيميايي شماره 1 ( product 1 ) به صورتي مواج از بالاي ستونك سر چاه به داخل فرستاده مي شود . بعد از چندين ساعت آسفالتينها تا عمق 11500 فوتي رفع شدند و معالجه چاه با نفوذ اين مواد به داخل براي مدت 24 ساعت ادامه داشت .
چاه دوباره شروع به توليد كرد و توليد نفت از صفر به 3400 بشكه در روز رسيد . توليد اين چاه پس از 21 ماه به 2900 بشكه در روز كاهش يافته بود . چاه سوم در منطقه اي مشابه در جنوب شرقي مكزيك با عمق مشابه چاه دوم ، مورد بحث مي باشد . در اين مورد نيز رسوبات آسفالتين در محدوده لوله ها باعث شده بود كه توليد از 2600 بشكه در روز به 280 بشكه در روز برسد . تستهاي آزمايشگاهي بر روي رسوبات بدست آمده از اين چاه نشان داد كه معالجه اي شبيه آنچه در چاه قبلي انجام شد مي تواند در اين مورد نيز مؤثر واقع شود . به همان صورتي كه براي چاه اول جهت رفع رسوبات از لوله ها و برگشت تراوايي به حالت اوليه شرح داده شد ، اين چاه نيز معالجه شد .

بعد از معالجه ، توليد اين چاه به 1400 بشكه در روز رسيد ، اين نرخ بعد از يك سال توليد متناوب نهايتاً به 1300 بشكه در روز رسيد .

2 – 5 – 2 – نمونه 2 )

چاهي در لويي زياناي جنوبي نشان داد كه كاهشي سريع در توليد از 406 بشكه نفت در روز به 53 بشكه نفت در روز ، مشاهده مي شود . معالجات با گزيلن توليد را دوباره براي يك دوره زماني كوتاه به 101 بشكه در روز رساند ، با توجه به اينكه اين نرخ به صورت پيوسته به 66 بشكه در روز كاهش يافت . تست آزمايشگاهي اي كه در آن از آزمايش عامل پخش كننده استفاده شده است نشان داده است كه ماده شيميايي شماره 2 ( product 2 ) مي تواند معالجه مناسبي را ارائه دهد . معالجه با استفاده از 440 گالن از ماده شيميايي شماره 2 ( product 2 ) همراه 440 گالن از يك حلال متقابل بر روي چاه صورت گرفت . لوله هاي مارپيچ شده واحد نيز ، براي اين مورد استفاده قرار گرفت كه معالجه در محل مورد نظر در بالاي perforation صورت گيرد و نيتروژن مورد نياز نيز جابجا شود . چاه در شب قبل بسته شده بود . توليد اوليه پس از اينكه چاه دوباره باز شده بود به 152 بشكه در روز افزايش يافت . نرخ توليد چاه در 91 بشكه نفت در روز براي پنج ماه ثابت ماند .

2 – 5 – 3 – نمونه 3 )

جريان CO2 در Permian Basin area نتيجه مسدود شدن پارافين و آسفالتين در محدوده نزديك چاه و لوله هاي چاههاي جرياني مي باشد . رسوب از چاهها شامل مقدار تقريباً برابري از هر دو مورد پارافين و آسفالتين مي باشد . معالجات سنتي كه در آن از نفت داغ ، اسيد يا آب داغ استفاده مي شود نيز براي بعضي مواقع به كار برده مي شود . تأثير اين گونه معالجات كمتر شده است به گونه اي كه منجر به نرخهاي توليد خاصي ، درست 6 بشكه در روز مي شد . آزمايشات انجام شده ماده شيميايي شماره 3 ( product 3 ) را براي استفاده مناسب دانست .
بدنبال اين معالجات توليد چاه به نرخ توليد قبل از رسوب ، در حدود 83 بشكه در روز برگشت . اين معالجه براي حدود شش هفته ، به صورت مداوم ادامه داشت . هزينه معالجه شيميايي كمتر از 7000 $ بود ، مقايسه شود با هزينه معالجه اسيدي كه 20000 $ هزينه در برداشت . با توجه به اينكه اين 7000 $ در كمتر از يك هفته برگشت داده مي شود .

2 – 6 – نتايج

استفاده از تست هاي آزمايشگاهي طراحي شده خاص ، براي انتخاب معالجات رفع آسفالتين مي تواند هزينه محلولهاي مؤثر براي كنترل مسائل ناشي از حضور آسفالتين كه سر راه توليد قرار دارند را پيش بيني كند . اين محلولها شامل مواد شيميايي انتخاب شده مناسب هستند و كاربرد مواد شيميايي انتخاب شده به صورتي شايسته طراحي شده است .

 

آسفالتین چیست؟

آسفالتينها تركيبات پيچيده اي هستند . اين تركيبات به دليل اينكه ماهيت تركيبي آنها از يك مخزن به مخزن ديگر تغيير مي كند ، داراي وزن مولكولي معيني نمي باشند . از طرف ديگر مواد آسفالتيني به دليل دارا بودن ساختار حلقوي ، در حلالهاي آروماتيكي و حلقوي مانند تولوئن ، بنزن و غيره به خوبي حل مي شوند . اما در حلالهاي شيميايي نرمال آلكانها مانند نرمال هگزان يا نرمال هپتان حل نمي شوند . پس به منظور خارج كردن مواد آسفالتيني از فاز نفت خام ، آلكان اضافه مي كنيم .


آسفالتينها اغلب به تركيبات NSO معروفند ، زيرا حاوي اتمهاي O ، S و N مي باشند كه بعضي از آنها جانشين كربن حلقه آروماتيكها مي شوند . تركيبات NSO بالاترين وزن مولكولي را دارند و سنگين ترين اجزاي تشكيل دهنده نفتهاي خام مي باشند . عموماً آسفالتينها همراه با نفت خامهاي آروماتيك سنگين يافت مي شوند . شكل زير مثالي از ساختمان يك رزين – آسفالتين را نشان مي دهد .



 

آسفاتينها در اصل داراي هيدروژن و كربن همراه با يك تا سه اتم از نيتروژن ، اكسيژن يا گوگرد در هر مولكول هستند . ساختمان اوليه آنها داراي حلقه هاي هيدروكربني آروماتيكي با سه تا ده و حتي بيشتر براي هر مولكول است . اتمهاي غير هيدروكربني احتمال دارد كه بخشي از حلقه هيدروكربني يا چسبيده به حلقه باشد .
دوگانگي هاي چشمگيري ميان رزين ها و آسفالتين ها ديده مي شود . آسفالتينها در نفت حل نمي شوند بلكه به شكل كلوئيدي پخش مي شوند اما رزين ها به آساني در نفت حل مي شوند . آسفالتينهاي خالص به گونه جامد ، خشك ، پودرهاي سياه و غيره ، فرار هستند اما رزين هاي خالص به شكل مايعات سنگين يا جامدات چسبنده و به فراريت هيدروكربن ها با داشتن يك اندازه مولكولي يافت مي شوند . رزين ها با وزن مولكولي بالا ، قرمز رنگ هستند و رزين هاي سبك تر رنگ بسيار كمي دارند . از اينرو هنگامي كه به كمك تقطير ، نفت به بخشهاي جدا از هم تفكيك مي شود آسفالتينها در سنگين ترين بخش به نام پسمان مي مانند ولي رزين ها بر پايه فراريتشان در بخش هاي گوناگون پخش مي شوند . رنگ اين بخشها تا اندازه بالايي بستگي به بودن رزين ها دارد . رنگ پسمان به نسبت زيادي بستگي به بودن آسفالتينها دارد .


يكي از مهمترين مسائلي كه به هنگام به كارگيري مراحل بازيافت نفت ايجاد مي شود ، مشكل رسوب آسفالتين مي باشد . آسفالتينها در نفت به وسيله رزين ها تحت شرايط مطلوب به صورت معلق نگاه داشته مي شوند . در واقع مي توان پديده تعليق و يا حلاليت ذرات آسفالتين در نفت خام را يك پديده ترموديناميكي تعادلي عنوان نمود و تغيير در هر عاملي كه اين تعادل را بر هم زند مي تواند حالت تعليق را از ميان برده و سبب بروز پديده تجمع ذرات آسفالتين به يكديگر و نهايتاً رسوب آنها شود . استخراج نفت بخصوص شيوه هاي به كار رفته در مراحل دوم و سوم بازيافت نفت اغلب باعث ايجاد برخي تغييرات در رفتار جريان ، خواص تعادلي فازها و خواص سنگ مخزن مي شوند كه اين تغييرات مي توانند تعادل ترموديناميكي را بر هم زنند و سبب تشكيل رسوب آسفالتين در سنگ مخزن شوند .
آسفالتين تركيبي است آروماتيك با چند حلقه بنزني با وزن مولكولي بالا كه در نرمال هپتان ، نامحلول اما در تولوئن محلول مي باشد . پارامترهاي مؤثر در تشكيل رسوب آسفالتين شامل تركيب درصد يا غلظت ، دما ، فشار ، حلال تشكيل دهنده رسوب و مشخصه هاي هيدروديناميكي و پتانسيل جريان و ... مي باشد
.


بررسي و مطالعه مقالات مختلف در مورد مسائل مربوط به رسوب آسفالتين در ميادين نفتي بيانگر برخورد عمده با اين مسئله در بخشهاي عمليات بهره برداري از نفت و همينطور در روشهاي ازدياد برداشت از مخازن نفت و غالباً در تزريق هاي امتزاجي است .
 

 

 

نوشته شده توسط میثم فارسی در 12:39 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 29 اردیبهشت1387
آشنایی با مبانی چاه‌نگاری (‌نگار‌های الکتریکی، هسته‌ای، صوتی، الکترومغناطیسی، دماسنجی، تصویر ساز، شی
گروه علمی تحقیقاتی نفت تایمز:

این مقاله سعی می‌کند ضمن آشنایی خوانندگان با تعریف چاه‌نگاری (well logging) به توضیح چگونگی کاربرد تحلیل‌های حاصل از این عملیات‌ها در زمینه‌های اکتشاف، تخمین نفت درجا، تشخیص خواص مخزن و به طور کلی مطالعه‌ و شبیه‌سازی مخزن بپردازد.

در این مقاله انواع دستگاه‌های چاه‌نگاری و کاربرد‌های آن‌ها معرفی شده است.  تلاش شده است پیشرفته ترین فناوری‌ها و تکنیک‌هایی که تاکنون در سطح دنیا در چاه‌نگاری بکارگرفته شده است معرفی شوند.

خواننده با مطالعه‌ی این مقاله تا حدودی می‌تواند درک کند که در مراحل مختلف مدیریت یک مخزن به چه فناوری‌هایی در چاه‌نگاری نیاز است. در واقع این مقاله با ادبیاتی غیرفنی مفاهیمی فنی را برای خواننده توضیح می‌دهد که با استفاده از آن تا حدودی می‌توان به ارزیابی عملکرد مدیریت مخزن در انجام عملیات‌های چاه‌نگاری بپردازد.  پدید آمدن این امکان برای خبرنگار یا سیاست‌پژوه، توانایی ارزیابی و پرسش‌گری بالاتر و دقیق‌تری را در بررسی کلی سیاست‌ها و ظرفیت‌های شرکت‌های نفتی ایجاد می‌کند. تعریف ساده واژه‌های تخصصی‌، قبل از استفاده از آن ها، امکان درک مطلب را برای هر خواننده‌ای با هر تخصص و دانشی فراهم می‌کند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 13:54 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 29 فروردین1387
Schlumberger
بدون شرح :

البته زیادم بدون شرح نیست.این عکس هارو دیروز جلوی اداره بهره برداری شرکت نفت و گاز گچساران از دستگاه نمودارگیری Schlumberger گرفتم

نوشته شده توسط میثم فارسی در 0:37 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 19 فروردین1387
پیش بینی زمین لرزه از طریق نرم افزار رایگان
در یکی از شب‌های سال 1994 زلزله‌ای 7/6 ریشتری شهر لس‌آنجلس در آمریکا را لرزاند، به نحوی که بازسازی این شهر تا دو سال به طول انجامید و 57 نفر جان خود را از دست دادند؛ 12 هزار نفر زخمی شدند و هزاران خانه ویران شد.
کارشناسان پس از این جریان اعلام کردند که اگر زلزله لس‌آنجلس قابل پیش‌بینی بود، تعداد کشته‌شدگان و زخمی‌ها تا چند برابر کاهش می‌یافت.
اما در حال حاضر گروهی از محققان آمریکایی موفق به ساخت نرم‌افزاری شده‌اند که به صورت رایگان روی اینترنت عرضه شده است و کاربران می‌توانند با بارگذاری و نصب آن روی کامپیوترهای شخصی، زلزله‌های احتمالی را پیش‌بینی کنند.
این نرم‌افزار توسط محققان دانشگاه کالیفرنیا ساخته شده است و به کمک چند حسگر نه‌چندان گران‌قیمت که امروزه در نسل جدید لپ‌تاپ‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، احتمال بروز زلزله را نشان می‌دهد.
"کوچران"(Cochran) مدیر گروه تحقیقاتی تولیدکننده این نرم‌افزارگفت:‌ «ما حسگرهای جدید لپ‌تاپ‌ها که accelerometers نام دارد را با این نرم‌افزار در ارتباط قرار دادیم تا بتوانیم زلزله‌ را پیش‌بینی کنیم. با این سیستم می‌توانیم پس از وقوع پیش‌لرزه در یک شهر احتمال وقوع زلزله در شهرهای مجاور را پیش‌بینی کنیم و به آن‌ها هشدار دهیم. این دستگاه می‌تواند 20 ثانیه پیش از وقوع زلزله ما را مطلع کند.»

منبع : www.sleepover.blogfa.com

نوشته شده توسط میثم فارسی در 22:13 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 5 فروردین1387
تعيين ضخامت حقيقى طبقات حفارى شده
يک از متداولترين روشهاى تعيين ذخيره مخازن نفتى سطح آزمائى از نقشه هاى ميزان منحنى تحت الارضى مى باشد که در دو نوبت صورت مى گيرد. يکبار براساس سطح فوقانى يک سازند و بار ديگر بر اساس سطح تحتانى همان سازند. از آنجايى که سطوح تحتانى سازندهايى مانند آسمارى و بنگستان با وجود سطوح منعکس کننده هاى REFLECTOR موثر همراه نيست معمولاٌ با داشتن نقشه ميزان منحنى بر يک سر سازند و ضخامت حقيقى همان سازند که از حفارى يکى دو چاه بدست مى آيد با روش EXTRAPOLETION مى توان نقشه ميزان منحنى تحت الارضى بر سطح تحتانى آن سازند رابدست آورد. اما مطالعات چند ساله اخير نشان داده اند که ضخامت حقيقى يا چينه اى سازندهايى مانند آسمارى بين ۴۳۰ تا ۳۵۰ متر تغيير مى نمايد که البته نحوه پيدايش اين تغييرات موضوع بحث ما نيست ولى بطور کلى مى توان اين پديده را معلول DISCONFORMITIES ساختارهاى رويشى و تغييرات رخساره اى دانست.
اکنون مبرهن است که اکتفا به ضخامت حقيقى يک يا دو چاه حفارى شده کافى نبوده و براى محاسبه ذخيره استفاده از نقشه خطوط هم ضخامت ISOPACH الزامى است هر چند دقت چند مترى ممکن است ناچيز به نظر برسد ولى ابعاد مثلاٌ چهل در ۵۰ کيلومتر مى تواند صاحب مفهوم باشد و چون اين نقشه ها چيزى بجز به تصوير درآوردن ضخامت هاى حقيقى يک لايه مشخص در يک محدوده جغرافيايى نيست ناچاراٌ دقت در محاسبه اين ضخامتها مى بايستى در حداکثر ممکن باشد.
روشهاى گذشته براى محاسبه ضخامت حقيقى بر چند فرض استوار بوده است که به قرار ذيل اند:

الف) انحراف چاه در ضخامت سازند تغيير نمى کند.
ب) ازيموت انحراف ثابت يا برابر معدل تغييرات است.
ج) شيب سازندى در کل ضخامت لايه ثابت و برابر شيب اندازه گيرى در سر سازند مربوطه است.
د) امتداد شيب سازندى و بالنتيجه امتداد طبقات در کل ضخامت لايه ثابت فرض مى شوند.
ه) اين محاسبات به روش مماسى صورت مى گيرد که هر کمان معادل مماسى که از نقطه اندازه گيرى عبور مى کند فرض شده است.
روشهاى گذشته براى لايه هاى کم ضخامت حدود ۵۰ تا ۷۰ متر از دقت کافى برخوردار هستند ولى در حقيقت تمامى آن فاکتور براى مناطق نفت خيز به شرح ذيل داراى تغييرات مى باشند:

الف: انحراف طبيعى چاهها در سازندهاى ضخيم مانند سورمه حدود ۱۵۰۰ متر و گروه بنگستان حدود ۱۲۰۰ متر و تا حدود سازند آسمارى متغير است و چاه مى تواند بطور طبيعى به ازاء هر صد متر تا ۳ درجه منحرف شود و نسبت به قرار گرفتن چاه در موقعيتهاى مختلف ساختارى مانند CRUST و FLANK متفاوت خواهد بود.
ب: ازيموت انحراف معمولاٌ متغير است.
ج: شيب سازندى در ضخامت لايه چنانچه مقدمتاٌ اشاره شد ثابت نيست و به خصوص وقتى که ضخامت لايه زياد باشد براساس قوانين چين هاى متحد المرکز شيب با عمق افزايش مى يابد. حال اگر تغيير رخساره هم در کار باشد مى توان حدس زد که تغييرات شيب به چه وضعى خواهد افتاد. و يا در صورتيکه با ساختارهاى رويشى سرو کار داشته باشيم بدون شک شيب در سطوح فوقانى و تحتانى متفاوت خواهد بود.
د: امتداد طبقه در يالهاى يک چين و يا در CRUST آن مى تواند تقريباٌ ثابت باشد ولى در نواحى بلانچ و يا چين هاى گنبدى به نسبت تغييرات ازيموت انحراف مى توان امتدادهاى خاص براى طبقه منظور نمود.
تلاش اين مقاله فرموله کردن کليه متغيرهاى فوق مى باشد که با تحليل و مرورى به روش گذشته آغاز گرديده و در انتها با پيشنهاد يک بسط تحليلى و کاربرد کامپيوترى آن ارائه مى گردد.

همايون- مطيعى

نوشته شده توسط میثم فارسی در 14:21 | | لینک به این مطلب
شنبه 18 اسفند1386

ببخشید مدت زیادی نبودم...درگیر کنکور 87 کارشناسی ارشد شده بودم!!!!!!

همه ما میدونیم اگه در مورد هر کاری استانداردهای مربوطه رو رعایت نکنیم چه عواقبی در پیش خواهد داشت....

در این پست دو فایل pdf براتون گذاشتم که میتونید هم عواقب رعایت نکردن استانداردهای حفاری و هم المان های موسسه ISO در مورد استاندادرهای صنعت نفت و گاز مشاهده کنید....

- Standards of Iso

- Safety at SEA            

نوشته شده توسط میثم فارسی در 0:46 | | لینک به این مطلب
جمعه 12 بهمن1386
تاریخچه نفت خام(تقویم تاریخ نفت)
مهندس بهرام خواجه احمدی:

به خوبی هویداست در بین انرژیهای غیر فسیلی (تجدید پذیر) و انرژی های فسیلی ( سوخت های جامد- مایع و گاز ) شاه بیت غزل انرژی ‌‌‌‌« نفت خام » میباشد كه سخن گفتن از آن به زمانی بسیار و مجالی فراخ و مقاله ای بس فربه و متورم محتاج است .

این مایع سیاه یاقهوه ای تیره كه رؤیای كیمیاگران را به واقعیت تبدیل نمود (!) پس از آب فراوان ترین مایع در بخش های بالایی پوسته زمین است . اگر چه كمی اغراق آمیز بنظر می رسد ولی زندگی در جهان امروز بدون این مایع قهوه ای تیره كه بوی نامطبوعی دارد ناممكن خواهد بود . دست كم در حال حاضر نفت نقش پراهمیتی را در زندگی بشر بازی می كند .

بخش بزرگی از نیازهای ما به انرژی با سوزاندن و سوختن نفت تأمین  می شود نفت یك منبع غنی از مواد شیمیایی است موادی كه میتوان از آنها رنگ ، دارو ،  انواع پلاستیك ، پارچه، پروتئین های ساختگی (مصنوعی) و مواد گوناگون دیگر ساخت و كلید حمل و نقل ـ كه پای روان انسانها و بال تیز پرواز بشر است ـ در دست نفت می باشد . از نفت هم برای سوختن و هم برای ساختن استفاده می شود .براساس مطالعات آماری از هر بشكه نفت خام حدود 87% آن برای سوختن و سوزاندن و تولید انرژی و13% آن برای ساختن ـ آنچه از نفت میسازند و حكایتی پر ماجرا دارد ـ مورد استفاده واقع می شود .

مندلیف دانشمند معروف روسی دهها سال پیش هشدار داد كه : سوزاندن نفت برای تولید انرژی مانند آن است كه اجاق آشپزخانه را با سوزاندن اسكناس با پشتوانه ، روشن، نگه داریم .

فراوانی ظاهری سهولت انبار داری و حمل ونقل ، كاربرد آسان و بهای ارزان نفت و هزار و یك پارامتر دیگر ـ كه فرصت پرداختن به آن نیست ـ موجب شده است كه به توصیه مندلیف توجه نكنیم كه علاوه بر هشدار مندلیف ، مشكل مضاعف دیگری هم كه از سوختن نفت زاییده شده ، مشكلات زیست محیطی است كه با سوختن نفت به انحاء مختلف انواع مواد سمی و غیر سمی و خفه كننده را در هوای دل انگیز طبیعی رها می كنیم تا آنجا كه حجم زیاد گاز CO2 ناشی از سوزاندن نفت و مشتقات آن موجب شده دمای زمین به تدریج افزایش یابد و لایه ازون آسیب بیند و اشعه های خطرناك فراكیهانی بشریت و طبیغت را تهدید و تحدید نماید .

از آن جهت كه ‌‌‍«نفت» تاریخی بس بلند و پر سابقه دارد لازم است به صورت خیلی خلاصه و فشرده ـ قصه این متاع پراوازه و گرانبهارا ـ كه از نعمت های پر ارزش خدادادی است ـ را باز گو كنیم :
قدما نفت را می شناخته و بعضی  از موارد استعمال آن را می دانستند . در كشورهای خاورمیانه كه جنگل های انبوه كم بود و تراوش نفت روی زمین از كشورهای مناطق دیگر بیشتر نمودار می گشت مردم آن نواحی زودتر از دیگران به كشف نفت و فواید آن پی بردند.

بر عكس در یونان و روم و كشورهای اروپایی كه مردم در سرزمینی پر جنگل و مستور از بوته و چمن می زیستند سوخت خود را با هیزم وزغال چوب تأمین می كردند و صمغ های درختی به جای نفت و قیر حوائج آنها را مرتفع می ساخت از این رو در كتابهای تاریخی آسیا و شمال آفریقا نام نفت و موارد استعمال آن بسیار دیده می شود ولی از رواج و شیوع نفت در اروپای آنروز خبری نیست .

در كتابهای عهد عتیق از جمله تورات باب ششم آیه چهاردهم خطاب به نوح پیغمبر می نویسد: «پس برای خود كشتی از چوب كوفر بساز و حجرات در كشتی بنا كن و بیرونش را با قیر اندود كن»

كوفر : نام درختی باچوبهای مستحکم وزمخت است و احتمالاً منظور سدر یا كنار می باشد.

هم چنین در همین كتاب باب دوم آیه سوم راجع به تولد حضرت موسی می نویسد:
چون مادر موسی نتوانست او را از دیگران پنهان دارد تابوتی ازنی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندود و طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به كنار نهر گذاشت.

آنچه در این دو بند بالا آمد فقط منظور چك نمودن سابقه تاریخی  قیر و نفت می باشد و از بعد ارزشی و مذهبی و تحریفات صورت گرفته در این كتب آسمانی ، دخالتی نمی نمائیم و آن  را به اهل تحقیق وتتبع وا می نهیم.

زفت: صمغ دارویی و چسپنده كه برای مداوا به سرافراد می مالیدند . هم چنین صمغ وزفت طبیعی كه از شكاف برخی سنگها بدست می آید ماده ایست مركب از هیدروكربن های جامد و خمیری شكل.

كاوشهای باستان شناسان در كشور عراق نشان داده كه از چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح ، ملات قیر در عمارات وابنیه به كار می رفته است .« هرودوت Herodotus    معروف به پدر تاریخ ـ قرن پنجم پیش از میلاد  می نوسید:
سنگ فرش كف باغهای معلق بخت النصر با « قیر معدنی » بند كشی شده بود و مردم بابل استخرها و راههای آب و سدهای خود را با قیر بند كشی می كردند . هم چنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را  آجر فرش می كردندو با قیر بند كشتی می نمودند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد .

منظور از بند كشی ، پر كردن درز آجرها و سنگها با ملات می باشد .
مصریان از آسفالت و قیر ایران و فلسطین برای مومیائی كردن اجساد استفاده می نموده اند و بعضی از ملل خاورمیانه فراورده های نفتی را (به خصوص قیر معدنی) در سحر و جادو به كار می برده اند و گاهی هم بتهای كوچك و بزرگ از آن می ساختند .

«بحر المیت» فلسطین یكی از نقاطی بود كه ازان قیر به دست می آمد و به قرار معلوم از كف دریاچه مزبور تكه های بزرگ قیر روی آب می آمد و مردم آن را جمع نموده و از آن استفاده می نمودند .

یونانیها فقط در قرن هفتم میلادی نفت را در میدانهای جنگ به كار می بردند و اسلحه ای داشتند كه آن را « آتش مدیها » می خواندند . این اسلــــحه در زمان هراكلیوس «heraclius» امپراتور بیزانس اختراع شد به قسمی كه نفت پس از تماس با رطوبت مشتعل می گشت .

مسلمانان (عربها) دوبار قسطنطنیه را محاصره كردند و هر دو مرتبه حمله آنان بوسیله آتش اندازهای نفتی دفع شد در سال 941 میلادی هنگامیكه ناوگان روسی مركب از هزار كشتی به محاصره قسطنطنیه آمد رومیها نفت روی آب دریا ریختند و آتش زدند و كشتیهای روسی را سوزانده و بدینوسیله آنان را مغلوب ساختند.

كاوشهای باستان شناسی ، محقق داشته كه از زمان سومریان (پنج الی شش هزار سال پیش) در شوش قیر مورد استفاده بوده ، به این صورت كه قیر را به جای ملات بین سنگها و آجرهایی كه در عمارات كار می كردند به كار می گرفتند و هم چنین جواهرات را به وسیله تكه های قیر نصب می كرند و دسته های چاقو را ( و بسیاری از ابزارهای جنگی ) با قیر مستحكم می ساختند و كشتی ها و ظروف سفالی را قیر اندودمی نمودند تا آب به آنها سرایت نكند .

و اما ریشه كلمه نفت در زبان فارسی به طور تحقیقی و دقیق معلوم نیست از چه زبانی اقتباس شده است پرفسور hertz feld ( هرتز فلد ) و پرفسور (baily) كلمه نفت را از فعل « ناب » فارسی به معنی «رطوبت داشتن» دانسته اند كه در زبان اوستایی «نپتا» بوده و کلدانیها و یهودیان و عربها آنرا از زبان « مدیها » گرفته و « نفتا » خوانده اند .

مدیها : زبان رایج ایران باستان بوده و احتمالاً ارتباط تنگاتنگ با كلمه « ماد » و « مادیها» دارد كه یكی از سه طایفه بزرگ آریائی بوده اند .
منسیودروم (monsieur dorme ) رئیس مدرسه علوم عالی پاریس مدعی است كه «اكدیها» كلمه نفت را  از فعل « نپتو» كه به معنی افروخته و روشن كردن است ـ گرفته اند و بعدها این كلمه در زبانهای آشوری وبابلی به کار برده شده است.آنچه مسلم است درکتاب  اوستا نفت به معنای روغن معدنی امده ودر دوره هخامنشیان نفت را برای روشنائی و مقاصد طبی به كار می برده اند .

اكدیها : ساكنان شهر اكدی یا (اكد)‌از قلمرو نمرود و یكی از شهرهای بابل بوده است .
ایرانیها كه آتش را جزء عناصر مقدس دانسته، احترام می كردند. گاز نفت را كه در پاره ای جاها به خاطر فشار زیاد گاز ـ از زمین خارج می شد با رعد و برق زمستانی و بهاری شعله ور می گشت (‌یا خود مردم آنرا مشتعل می نمودند) و چون همیشه می سوخت در نظر آنان «آتش جاودان»‌به شمار می آمد و آنرا به زبان پهلوی «‌اخوار شینیك»‌ می نامیدند كه به معنی «‌آتش همیشگی ـ‌ مظهر بخت روشن»‌می باشد و در نقاطی كه این آتش دیده می شد آتشگاه بنا می كردند و در اران (بادكوبه یا باكو)، دامغان، بلخ، و مسجد سلیمان و فیروزآباد اینگونه آتشكده ها وجود داشته است .

یاقوت بن عبداله حموی از مورخین قرن هفتم هجری در كتاب مشهور «مجمع البدان‌» از قول جهانگردی نقل می كند كه در محلی موسوم به «شیز» واقع در آذربایجان (ظاهراً‌محل مزبور میان مراغه و زنجان است و اكنون آنرا تخت سلیمان می گویند)‌آتشكده ای بود كه هفتصد سال پیش در آنجا «آتش جاودان»‌فروران بوده است. سپس این مورخ (یاقوت) با كمال تعجب می گوید كه پس از هفتصد سال آتش سوزی كمترین اثری از خاكستر در آنجا مشهود نیست،

هرودوت (پدر تاریخ) در مورد نفت در ایران چنین می نویسد :
در 22 كیلومتری شوش محلی است كه «‌اردیكا» نام دارد. در اینجا چاههایی است كه با چرخ و خیك (كوزه) از آن نفت و قیر و نمك بیرون آورده و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمك ته نشین می شود و نفت به شكل مایع باقی می ماند (جالب است بدانیم «هرودوت(پدر علم تاریخ) مربوط به قرن پنجم پیش از میلاد مسیح بوده است ).


پلوتارك (plutarch) مورخ معروف یونانی در قرن دوم میلادی در شرح حال اسكندر می نویسد:
«هنگامی كه اسكندر از كشور بابل می گذشت در یكی از شهرهای باستانی (استان اكباتان) مردم برای استقبال و خوش آمدگویی وبه پیشواز رفتن اسكندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت و شادی   اسكندر گردد»‌.
ظاهراً پلوتارك (مورخ نامبرده) در تعیین اسم محل اشتباه كرده زیرا استان اكباتان جزء كشورهای بابل نبوده و احتمالاً منظور پلوتارك ناحیه نفت خیز كركوك ومو صل ‌»بوده ـ كه از قلمئرو كشور بابل بوده  است .

در هر حال این مدرك تاریخی می رساند كه در ایران و كشورهای مجاور آن نفت از دیرباز وجود داشته و مردم این ممالك به انواع مختلف حتی برای جشن و آتش بازی از آن استفاده می كردند . صحبتهایی از قبیل آتش پرستی ایرانیان باستان مراسم- چهارشنبه سوری و... مسایلی است كه ریشه در همین نفت و گاز خود جوش از زمین دارد كه با مشتعل نمودن آن از وحشت تاریكی و تیرگی شب خود را می رهانیدند و مایه آرامش آنها بود.

 حتی فردوسی در شاهنامه ضمن داستان بستن  سدیاجوج و مأجوج توسط اسكندر و چگونگی ساختمان آن از «نفت» نام برده چنین می گوید :


 

زهر كشــوری دانشـــی شد گروه     دو دیوار كرد از دو پهلوی كـوه
ز  بن تــا سر تیـــغ بــالای او     چو صد ا  رش كـردند پهلـوی او
از او یك رش انگشت و آهن یكی     پراكنده مس در مـیان انــــدكی
همی ریخت گو گردش اندر مـیان     چنین باشد افسون و رأی كیـــان
همی ریخت هر گـوهری یـك رده    چو از خـاك تا تیغ گشــت آژده
بسی «نفـت و روغن» بیامیــختند     همـی بر ســر گوهران ریختنــد


همچنین در طی داستان رزم اسكندر با هندیها راجع به استعمال نفت چنین می گوید :

نشستند دانش پژوهان به هـم    يكي چاره جستند بر بيش و كم
يكي انجمن كرد از آهنگـران    هر آنكس كه بودند از ايشان سران
ز رومي و مصري و از پارسی    فزون بود مـردان ز صد پارســـي
يكي بارگي سـاختند آهنيــن    سوارش ز آهـن وز آهنش زيــن
به ميخ و به مس درزها دوختند    سوار و تــن و باره افروختنـــد
به گردون همي راندند پيش شــاه    درونش بيا كنده نفت سيـــاه
سكندر بــديد و پسند آمـــدش    خردمند را سـودمند آمـــدش
به اسب و به نفت آتش اندر زدند    همه هنديان دست بر سر زدند
از آتش بر افروخـت نفت سيــاه    بجنبيد از آن كاهنين بد ســياه
ز لشكر بر آمـد سرا سـر خروش    بزخم آوريدند پيلان به جــوش
چو خورطوم ها شان بر آتش گرفت    بماندند از آن پيل به آنان شگفـت
همـه لشكـر هنــد گشتند بـــاز    همان ژند پيلان گردن فــــــراز

مورخ دیگری بنام «آمیانوس مارسلنیوس AMMianus Marcelinus» آخرین مورخ مشهور روم  قرن چهارم میلادی كه همراه ژولینی (juline) امپراتور روم به جنگ شاهپور دوم امده بود چنین می نویسد:
«ایرانیان برگهای گیاه مخصوص را در روغنی مخصوص خیس می كردند سپس مایع دیگری به نام «نفت» بر آن می افزودند. آن گاه تیرهای جنگی خود را در آن گزارده آتش می زدند و به طرف دشمن پرتاب می كردند و دقت می كردند كمان را آهسته رهاكنند  تا تیر به سرعت پرتاب نگردد و آتش آن خاموش نشود این تیرها به هر جا می رسید ایجاد آتش سوزی می كرد و اتش آن با آب خاموش نمی شد و فقط ریگ وشن آن حریق را می خواباند.

دویست سال پس از آن ایرانیان هنگام دفاع از  قلعه « پترا petra » واقع در قفقاز با اسلحه های نفتی رومیان مهاجم را می راندند.

پروكوپیوس (procopiuse) مورخ امپراتوری بیزانس (قرن ششم میلادی ) كه در جنگی كه رومیها بفرماندهی Belisari use باایرانیان داشتند حضور داشته ـ در تاریخ آن جنگها چنین می نویسد:
« ساخلوی ایرانی كوزه های بسیاری كه  از گوگرد و نفت و قیر انباشته شده بود آتش زدند و به طرف ر و میان پرتاب كردند وتوانستندبدان وسیله  حریقی راه بیندازند که تقریبا همه چیز را سوزاند.

ساخلو به معنی فرمانده «پادگان نظامی و سربازان جنگی»میباشد.
در كتاب «دربند نامه» تألیف ابراهیم قزوینی آمده : المعتمدخلیفه عباسی در سال 272 هجری مالیات چشمه های نفت و معدنهای بادكوبه (باكو) را به اهالی در بند قفقاز بخشید.

مسعودی از مورخان و سیاحتگران و جغرافی نویسان مشهور قرن چهارم هجری، خود در سال300 هجری به بادكوبه (باكو) رفته و پس از دیدن معادن نفت آنجا چنین مینویسد:
«در آنجا چشمه های نفت سفید بود و زیر دودكش ها«آتش جاودان» می سوخت و هیچگاه خاموشی نمی گشت.

یا قوت حمدی از مورخان معروف قرن هفتم میلادی (هجری ) در معجم البلدان خود راجع به نفت بادكوبه چنین می نویسد:
 بادكوبه در ایالات شیروان نزدیك در بند است . در این شهر چشمه بزرگ نفت وجود دارد كه روزی هزار درهم نفت می دهد. كنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است كه مانند روغن زیبق( جیوه) می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد.

ابن البلخی در فارسنامه می نویسد:
سینیز (sinize) شهركی است بر كنار دریا و حصاركی دارد و این سینیز كه همان بندر دیلم كنونی در استان بوشهر است میان مهروبان و جنابا « گناوه كنونی» است ...... كاشتی نكنند و جزخرمانخیزد و روغن چراغ و نفت آن شهر معروف است.
مقصود او از چراغ و روغن چراغ همان نفت است كه از دشت قیر و دالكی به دست می آمده است.

ماركوپولو جهانگرد مشهور می نویسد:
در سر حد ارمنستان و گرجستان چشمه  نفتی موجود است كه مقادیر زیادی نفت از آن بدست میا ید و در یك وقت صد كشتی می تواند از آن بار گیری نماید.این روغن برای خوراك مناسب نیست ولی برای  روشنائی مصرف می شود وشترهای مبتلا به امراض پوستی را با « نفت » معالجه می کنند.

سخن سرای بزرگ ایران زمین، سعدی شیرازی در باب هفتم گلستان از نفت سخن به میان آورده است :
« هندوئی نفت اندازی همی آموخت، حكیمی گفت ترا كه خانه نئین است بازی نه این است » .

بازی « نفت اندوزی » كه سعدی به آن اشاره كرده بدینصورت بوده: كه دو طرف چوبی را كهنه ( پارچه ) پیچیده، در نفت فرو می برند و آتش می زنند و می چرخاندند.

حمد اله مستوفی از مورخان و جغرافی نویسان معروف قرن هفتم هجری در« نزهته القلوب » كتاب مشهورش می نویسد:
«آنچه در ایران است معدن «بدیه» آبی از توابع شبانكاره ( برازجان بوشهر)، كوهی است كه از او قطراتی فرو می چكد و چون موم «نفت» منجمد می گردد آنرا موم آبی گفته اند و معادن نفت بسیار دارد و قس علیهیذا»
 
شاردن كه در اواخر قرن هفدهم میلادی در ایران بوده چنین می نویسد:
«نفت سیاه و سفید در مازندران یافت می شود و آنرا برای رفع سرماخوردگی و روشنائی  وسوخت و رنگ كردن اشیاء و مخلوط كردن آن با رنگ های دیگر به كار می بردند».

بطوری كه در تاریخ ذكر شده، نادر شاه برای ترساندن پیل های محمد شاه هندی و سپاهیان هند از آتش اندازی بوسیله نفت استفاده كرده است و....
آنچه تا كنون بیان گردید نشان دهنده وجود نفت در ایران و آشنائی ایرانیان خردمند با این مایع گرانسنگ از قدیم الایام بوده است.

بخاطر جلوگیری ازاطاله كلام در مورد تاریخچه نفت لازم است بدانیم در اروپا ( روم، جزیره سیسیل، باواریا در آلمان لهسان، اسپانیا و .... ) هم سوابقی در مورد نفت وجود دارد كه از ذكر جزئیات خودداری نموده  و آنرا انشاء اله به فرصت دیگری موكول می كنیم.

به علاوه در خاوردور مخصوصاً جزایر اندونزی، ژاپن، چین، برمه و ... در اسناد تاریخی، روایات و مطالبی موجود است كه نشانگر وجود نفت در این مناطق و آشنائی قد ما با این مایع ارزشمند بوده است.

در قاره آفریقا و آمریكا هم حكایتی از قبیل معالجه امراض با نفت، خرید و فروش قیر توسط سرخ پوستان كانادا، جویدن آدامسهای نفتی و نفت طبی آمریكا برای رفع روماتیزم و.... وجود دارد كه ذكر جزئیات آن قصه هفتاد من مثنوی خواهد شد.

جدای از مسئله وجود نفت در باستان و ازمنه قدیم كه شرح آن رفت توسعه صنعت در نیمه قرن نوزدهم، نتیجه افزایش تقاضا برای به كار بردن به صورت یك منبع روشنائی بود. نخستین حفاری نفت توسط سرهنگ دریك (derick) در تاریخ 27 اوت 1859 میلادی در ناحیه اتازونی در ایالات پنسیلوانیای. آمریكا صورت گرفته و چاهی حدود 20 متر روزانه حدود 4 متر مكعب نفت تحویل می داد.

مهندس بهرام خواجه احمدی/
مهندس ارشد ناظر بر صادرات نفت خام در جزایر خارگ - سیری - لاوان و بهرگان و سروش و نوروز و عسلویه
نوشته شده توسط میثم فارسی در 12:3 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 20 آذر1386
عرضه , تقاضا و قیمت دکل های حفاری دریایی در نقاط مختلف دنیا


در این مقاله سعی شده است اطلاعات دقیقی از تعداد دکلهای حفاری دریایی موجود در مناطق مختلف دنیا و فعالیت های آنها و همچنین پیش بینی عرضه و تقاضا برای دکلهای دریایی و میانگین قیمتهای روزانه ارایه گردد.

در پایان هم  جدولی از 10 پیمانکار  برتر دکلهای حفاری ( کمیتی ) تا تاریخ 10 ژانویه 2007 ارایه گردیده است.

خاورمیانه :
از 90 دکل متحرک این منطقه 86 دکل دارای قرارداد میباشند ( 96% ) که 2 دکل از این تعداد semisubmersible  بوده و باقی jack up  میباشند که شرکت Aramco  عربستان با 18 دکل و Adma-Opco  با 12 دکل و RasGas  با 9 دکل بیشترین تصدی دکلها را در این منطقه را دارا میباشند.

همانند بقیه دنیا این منطقه نیز از افزایش قیمتها متاثر شده است ولی همچنان نرخ پایینی نسبت به بقیه دنیا دارد ( حدود 40000 تا 60000 دلار و حداکثر 200000 دلار در روز ) یک دلیل بر این موضوع را میتوان قدیمی بودن قراردادهای موجود ( 2 تا 3 سال قبل ) عنوان کرد.

افزایش تقاضای آینده در این منطقه بیشتر از ناحیه قطر , عربستان و امارات خواهد بود.

دریای خزر :
تنها نیمی از  14 دکل این منطقه قرارداد دارند( 6 دکل jack up  و 7 دکل semisubmersible  و 1 کشتی حفاری ) که  7 دکل از این تعداد در مناطق سردسیر و 6 دکل در آذربایجان و یک کشتی در روسیه مستقر میباشند که با شرکتهای
AIOC , BP , Dragon Oil , LukOil , ExxonMobil , Petronas Carigali  قرارداد داشته و مشغول فعالیتند و دکل semisubmersible  ایران البرز در دست ساخت میباشد که طبق پیش بینی تا فوریه ( بهمن ماه 1385 ) با شرکت نفت خزر باید قرارداد میبسته است .

آسیا و اقیانوس آرام:
در این منطقه 101 دکل حضور دارند که 96 دکل از این مجموعه ( 95%) قرارداد داشته و مشغول فعالیت میباشند. بازار آسیای جنوب شرقی آسیا بیش از سایر نقاط دارای نوسان و بالا و پاببن است و گاهی دارای کمبود و گاهی اضافه دکل است ,  در بدترین حالت پیمانکارانی که بدنبال دکل  Jack Up  میباشند در طول امسال با کمبود 7 دکل مواجه میشوند که این تعداد در مورد دکل Semisub  حداکثر 5 دکل است ولی در مورد کشتی های حفاری این مصداق به کلی متفاوت است به گونه ای که پیش بینی میشود حداکثر 2 یا 3 دکل از 5 دکل موجود در این منطقه در طول سال جاری مشغول کار شوند.در منطقه استرالیا و نیوزیلند هم پیشبینی کمبود حداکثر 1 یا 2 دکل صورت گرفته است که این هم در مورد دکلهای Jack Up  خواهد بود.

خلیج مکزیک:
در اواسط ژانویه 2007 از 139 دکل موجود در این خلیج 119دکل  قرارداد داشته و مشغول فعالیت میبوده اند (86%) .  مجموعه نامبرده 76 دکل  Jack Up ,30 دکل Semisubmersible ,7 دکل Submersible  و شش کشتی حفاری را شامل میشود که بیشتر آنها در آبهای کم عمق مشغول حفاری میباشند.

در این منطقه عرضه وتقاضای دکل برای اعماق کم تقریبا با هم برابرند ولی برای مناطق عمیق تقاضا ( به خصوص برای دکل Semisubmersible و کشتی حفاری ) خیلی بیشتر از عرضه موجود و فعلی میباشد. کشتی های حفاری که قادرند تا عمق 10000 فوتی ( 3048 متری ) را حفاری کنند سنگین ترین و بزرگترین قراردادها را منعقد میسازند . به عنوان مثال  
Transocean  Discover Enterprise  هنگام شروع بکار برای شرکت  BP  -520000 دلار در روز دریافت خواهد کرد.

آمریکای جنوبی و مرکزی :
در این منطقه نیز تقاضا همچنان در حال پیشی گرفتن بر عرضه است و نرخها نیز همچنان در حال افزایش , به گونه ای که هر 7 کشتی حفاری موجود در این منطقه که برای برزیل کار میکنند تا پایان 2007 قرارداد داشته و تقاضا برای آینده نیز برای آنها وجود دارد ولی نه با قیمت کنونی , به گونه ای که   Transocean Deepwater Discovery  که بالاترین رقم برای امسال ( 300000 دلار ) را دریافت میکند برای سال بعد 475000 دلار از شرکت Devon Energy  برزیل دریافت خواهد کرد.

Semisubmersible ها هم در این منطقه همانند دو سال گذشته همگی قرارداد داشته و مشغول فعالیتند ( به استثنای  یک دکل ) . میانگین نرخ روزانه 28 دکل Semisubmersible در این منطقه 336000 دلار و بالاترین آنها 450000 دلار است.

حدود 91%  از دکلهای Jack Up  موجود در ابن منطفه قرارداد داشته و با میانگین نرخ روزانه 165651 دلار  مشغول فعالیت میباشند ( 42 دکل از 46 دکل ) .

اروپای شمالغرب :
در اواسط ژانویه 2007 همه 76 دکل موجود در شمال غرب اروپا قرارداد داشته و مشغول فعالیت بوده اند . و پیش بینی ها بر این است که با تامین 4  دکل Semisubmersible  و یا Jack up تا پایان سال 2007 این منطقع در عرضه و تقاضا متعادل شود.

در طول سال گذشته بازار دکل اروپای شمال غرب ,  بازار بسیار قوی و محکمی نشان داده است . هر چند که در آینده  مشکلات زیادی مثل کم شدن اکتشاف و تولید در این منطقه ( بدلیل کاهش تولید و افزایش مالیاتها و فرسودگی ساختار های زیر بنایی کشوری مثل انگلستان ) و یا شرایط سخت کاری ( مثل استانداردهای بالای کاری و هزینه های آزمایشگاهی فوق العاده بالا و محدودیت های جغرافیایی بخصوص برای کشوری مثل نروژ و دریای برنت ) پیش روی این بازار خواهد بود ولی با این حال چون تعریف پروژه ها در این منطقه بیش از دکل های موجود است ما همچنان شاهد پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه خواهیم بود که باعث خواهد شد شرکتی مثل Statoil  به دنبال انعقاد 4 یا 5 قرارداد 4 تا 5 ساله با دکل های  بزرگ باشد.

مدیترانه و دریای سیاه:
از 24 دکل این منطقه 23 دکل قرارداد دارند ( 96% ) که مصر با 11 دکل در این منطقه پیشتاز است و باقی کشور های این منطقه در پی افزایش فعالیتهتی خود میباشند مثلا انتطار میرود ایتالیا تعداد دکلهای خود را به 5 افزایش دهد و ترکیه میزبان 2 دکل شود و تونس و لیبی نیز در پی افزایش فعالیتهای دریایی خود میباشند ( هر چند که این انتظار ممکن است امسال نیز برآورده نشود ) .با فعایتهای لرزه ای انجام گرفته به نظر میرسد که در آینده نه چندان دور لبنان هم به مجموعه کشورهای این منطقه اضافه شود.

افریقای غربی:
به معنای واقعی کلمه از 100 % پتانسل دکلی موجود در این منطقه استفاده میشود و این نرخ فعالیت تا پایان سال برقرار است. همینک نرخ عرضه و تقاضا برابر است ولیکن در پایان سال تقاضا اندکی بیش از غرضه خواهد شد.

بیش از60% دکل های موجود در این منطقه قراردادهای دراز مدت ( تا 2008 یا حتی تا 2010 ) بسته اند ( بیشتر اکتشافی و در آبهای عمیق ) .

افزایش نرخ های روزانه این منطقه را هم تحت تاثیر قرار داده به گونه ای که دکل Jack up  91 متری سال گذشته 123667 دلار در روز  دریافت میکرده ولی امسال 165500 دلار دریافت میکند و دکل semisub  برای عمق 1524 متری از 250000 دلار در روز در سال گذشته به 430000 دلار در روز و کشتی های حفاری( مثل Saipem 10000 (از 285000 به  490000دلار  افزایش یافته است.





بقیه نقاط دنیا  آسیا و اقیانوس آرام  خاورمیانه افریقای غربی
 اروپای شمالغرب
 امریکای لاتین
 خلیج مزیک
دکلهای دردست ساخت
کلهای قرارداد بسته
کل دکل های متحرک
نام شرکت
 16  17  4  13  15  6  10  3  81  81 Transocean
 6  8  9  13  10  2  12  1  57  60 GlobalSantaFe
 1  5  14  7  9  15  9  4  60  60 Noble
 2  12  8  1  8  1  16  4  46  48 Ensco
 3  1  2  9  0  19  14  0  48  48 Pride
 3  9  1  0  4  8  22  2  45  47 Diamondoffshore
 2  24  0  4  4  0  0  14  27  34 SeaDrill
 1  10  0  0  8  10  1  7  20  30 MaerskContractors
 0  0  0  0  0  28  0  0  23  28 PDVSA
 0  0  0  1  0  5  21  0  19  27 Todco
 34  86  38  48  58  94  105  35  426  463 جمع کل
نوشته شده توسط میثم فارسی در 13:9 | | لینک به این مطلب
جمعه 9 آذر1386
تجمع هیدروکربن و تکتنیک صفحه ای

دیدکلی
در سالهای اخیر محققین زمین شناسی موفق به اکتشاف بیشتری در زمینه تکتونیک صفحه‌ای شده‌اند نتیجتا بوجود آمدن عده‌ای از منابع اقتصادی جهان را مربوط به این تحولات می‌دانند. از جمله عقیده دارند که در حواشی سازنده و مخرب تکتونیکی منابع عظیم هیدروکربوری در جهان تشکیل شده و پخش شده است.

تکتونیک صفحه‌ای
طبق این نظریه قسمتهای بیرون و سخت کره زمین روی طبقات نرمتر از خودشان در حال حرکت بوده و این قسمتهای بیرونی پوسته زمین توده یکپارچه‌ای نبوده و از 6 صفحه اصلی و چندین صفحه کوچک تشکیل شده است. حاشیه این صفحات را صفحات تکتونیکی می‌نامند و اگر در این حاشیه‌ها صفحات با یکدیگر تصادم کنند، در این صورت آنها را حاشیه‌های مخرب می‌نامند که اکثریت زمین لرزه‌ها و فرآیندهای فعال پوسته زمین در حواشی این صفحات بوجود می‌آید و اگر بر اثر خروج مواد مذاب درونی در این حاشیه‌ها پوسته جدیدی بوجود آید، در این صورت آنها را حاشیه‌های سازنده می‌نامند.

حاشیه مخرب و تجمع مواد هیدروکروبوری
بطوری که ذکر شد در حاشیه مخرب دو صفحه تکتونیکی باهم تصادم می‌کنند و نیز امکان دارد یک صفحه به زیر صفحه دیگر فرورفته و توسط گوشته داغ هضم گردد، در مناطق فرورانش (Subduction) جاهایی که پوسته اقیانوسی به زیرپوسته قاره‌ای فرو رود، گودالهای عمیقی به نام گودالهای اقیانوسی بوجود می‌آید که به موازات این گودالها غالبا رشته‌ای از کوهها و جزایر آتشفشانی (جزایر کمانی) بوجود می‌آید.

در نتیجه این پدیده حوضه اقیانوسی در این نوع مناطق به حوضه‌های کوچکتری تقسیم شده ، از یک طرف به جزایر کمانی و از طرف دیگر به رشته کوههای ساحلی محدود می‌گردد. در نتیجه بوجود آمدن گودالها و جزایر کمانی در حاشیه چنین حوضه‌ها دریاهای محدودی ایجاد شده که تقریبا بسته هستند و در این دریاها ، رسوبات و باقیمانده مواد آلی حاصل از قاره و اقیانوس بخوبی جمع شده و در اثر کمبود اکسیژن و فعالیت باکتریهای بی‌هوازی شرایط اصلی برای تشکیل ساپروفیلها بوجود می‌آید و چون این نواحی در حاشیه صفحات تکتونیکی قرار دارند، بدین جهت پس از مدتی چین خوردگی حاصل کرده و مکانهای خوبی را جهت تجمعات هیدروکربوری بوجود می‌آورند.

حاشیه سازنده و تجمع مواد هیدروکربوری
در حاشیه‌های سازنده نیز امکان بوجود آمدن کانسارهای هیدروکربوری وجود دارد. اگر امکان توسعه یافتن کف اقیانوس در زیر یک قاره وجود داشته باشد، باعث می‌شود که آن قاره به دو قسمت تقسیم شود و در نتیجه در محل شکاف پوسته جدیدی بوجود آید (آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی). در اثر فشارهای بیشتر و با گذشت زمان و در اثر فشارهای بیشتر دو قاره از همدیگر جداشده ، بطوری که بین آنها را آب گرفته و دریایی تشکیل می‌شود که این دریای بسته و کم عمق محل مناسبی برای رشد موجودات زنده می‌باشد.

همچنین اگر در این دریا آب به شدت تبخیر شود در نتیجه باعث بوجود آمدن لایه‌های نمک شده که این نمکها همراه دیگر رسوبات به کف دریای مزبور رسوب می‌کنند و در مراحل بعدی و در اثر فشارهای بیشتر فاصله بین دو قاره افزایش یافته و وسط آنها به یک اقیانوس بزرگ تیدیل می‌شود که در این اقیانوس رسوبات دریایی روی نمک و مواد آلی را تدریجا پوشانده و در نتیجه اعمال فیزیکی و شیمیایی آنها به هیدروکربور تبدیل می‌شوند.

گنبدهای نمکی و ارتباط آنها با نفتگیرها
رسوبات نمکی بر اثر فشاهای وارده تغییر حجم داده و به شکل گنبدهای نمکی در آمده و به عنوان تله‌های نفتی عمل می‌کنند. در حاشیه شرقی اقیانوس اطلس چنین گنبدهای نمکی از ناحیه فلات قاره تا مناطق عمیق‌تر حتی تا عمق 5000 متر کشف شده‌اند و این نشان دهنده تشکیل رسوبات نمکی هنگام جدا شدن قاره‌ها در دریاهای کوچک است و اقیانوس اطلس نیز در اول دریای کوچک بوده و با پیدایش این گنبدهای نمکی در اقیانوس اطلس چنین تصور می‌کنند که در اعماق اقیانوسها نفتگیرهای با ارزشی کشف شود و در مورد دریاهای دیگر نیز از این تئوری پیروی می‌کنند.

نحوه تشکیل دیاپیرها و نقش آنها در کانسارهای نفت ایران
در مورد نحوه تشکیل ذخایر نفتی ایران با در نظر گرفتن لایه‌ها و گنبدهای نمکی زیاد در مناطق نفت خیز جنوب ایران نیز می‌توان از تئوری تکتونیک صفحه‌ای پیروی کرد. بطوری که می‌دانیم در حدود 100 میلیون سال پیش دریاهای بسته‌ای ایران را می‌پوشاند (دوره کرتاسه و قبل از آن).

پیدایش زاگرس و ارتباط آن با تله های نفتی
در زمان ترشیر صفحه عربستان (خلیج فارس و زاگرس هم جزو آن بوده) که در جنوب غربی این دریا قرار داشته تدریجا از قاره آفریقا جدا شده و به سمت شمال شرق حرکت می‌کند که در منطقه برخورد آن با قاره اروپا - آسیا (ایران مرکزی) زمین بالا آمده و دریای اولیه تدریجا خشک می‌شود و در نتیجه این تصادم و رفتن قاره عربستان به زیر ایران مرکزی باعث می‌شود که لایه‌های رسوبی دارای مواد آلی تشکیل شده در دریای کم عمق اولیه که روی هم انباشته شده است، چین خوردگی حاصل کرده و سلسله کوههای زاگرس را بر روی منطقه فرورانش بوجود آورد.

همچنین در اثر چین خوردگیهای بعدی ساختمانهای تاقدیسی که روی هم رفته در جهت شمال غرب و جنوب شرقی قرار دارند، در منطقه بوجود آمده اند که در مراحل بعدی به عنوان تله‌های نفتی با ارزش توانسته‌اند در جنوب ایران نفتها را در خود نگه دارند.

نوشته شده توسط میثم فارسی در 14:8 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 27 آبان1386
سنگ مخزن نفت

 

تقسیم بندی سنگهای مخزن

از آنجایی که اغلب سنگهای مخزن از نوع رسوبی بوده و به این دلیل تقسیم بندیهای توصیفی و ژنتیکی سنگهای رسوبی در مورد سنگهای مخزن نیز بکار برده می‌شود. سنگهای مخزن نیز مفید بایستی دارای خلل به هم پیوسته تا ذخیره ورودی را بتواند در خود نگهداری کند. به این دلیل سنگ مخزن از نوع ماسه سنگی لازم است مچور تا کاملا مچور بوده ، مشروط بر این که پدیده سیمان شدگی بطور کامل عمل نکرده باشد. بطور طبیعی ماسه سنگهای گری واکی و یا لیتارنیت از جمله سنگهای مخزن مفید محسوب نمی‌شوند.

خلل و معابر سنگهای آهکی یا موثر از محیط رسوبی بوده و یا این که ناشی از تحولات ثانویه به خصوص انحلال و شکستگی می‌باشد. به این دلیل سنگهای آهکی دانه‌ای و یا اسپارایتها که بالاحض در محیط بین موجی و در ناحیه مرجانی و تپه‌های دریایی تشکیل شده‌اند، از جمله سنگهای مخزن بسیار مفید محسوب می‌شود. در ضمن سنگهای آهکی دانه ریز که بعد از آن شکسته شده‌اند همانند سازند آسماری نیز مکانی بسیار مناسب جهت تجمع و ذخیره سازی هیدروکربور محسوب می‌شود.

نامگذاری سنگهای مخزن
سنگهای مخزن بر مبنای مختلفی نامگذاری می‌شود. بطور کلی به هر سنگ مخزن به اصطلاح پی Pay گفته می‌شود. به فرض ، آسماری پی که نشانگر مخزن آسماری است. گاهی نام مخزن از نام سازندی که در آن نفت ذخیره شده اخذ می‌شود. مانند مخزن بنگستان که نام آن از گروه بنگستان ناشی شده است. در بعضی مواقع نام مخزن به ناحیه و یا موقعیت جغرافیایی مخزن نسبت داده شده ، مانند مخزن گچساران و یا مخازن نفتی خاورمیانه.

سنگهای مخازن دریایی و غیر دریایی
از آنجایی که تشخیص نوع سنگ و جغرافیای گذشته سنگهای مخازن در تشخیص حدود و گستردگی و مقدار ذخیره نفت این سنگها اهمیت بسزایی داشته و به لحاظ اینکه هیدروکربورها در سنگهای با منشا دریایی و غیر دریایی نیز ذخیره شده‌اند، به این دلیل ویژگیهای زیر مشخص کنند، سنگهای دریایی و غیر دریایی از هم می‌باشد.

  1.  محتویات فسیلی گویای دریایی و یا غیر دریایی بودن آنها می‌باشد.
  2. بلورهای فلدسپات موجود در صورت داشتن شکل اوهدرال گویای منشا دریایی سنگ است.
  3. رشد فلدسپات ثانویه در اطراف فلدسپات تخریبی حاکی از محیط دریایی است.
    توده‌های لایه‌ای ، گسترده و پهن نشانگر رسوب در محیط دریایی است.
  4. مقاومت قابل ملاحظه‌ای از لایه‌های عاری از فسیل ، فاقد جورشدگی قطعات و عدسی مانند ، منعکس کننده ، محیط غیر دریایی است.
  5. بهم ریختگی و بی‌نظمی در رسوبات ممکن است نشانگر واریزه‌های زیر دریایی بوده و یا ناشی از پدیده یخچالی باشد.
  6. لایه‌های زغال سنگی و عدسیهای ماسه‌ای همراه ، محیط غیر دریایی را نشان می‌دهد.
    بسیاری از رسوبات رودخانه‌ای و کانالی گویای محیط غیر دریایی می‌باشد.
نوشته شده توسط میثم فارسی در 19:34 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 30 مهر1386
IT در حوزه نفت
IT در حوزه نفت

IT یا Information Technology در لغت به معنی فن آوری اطلاعات می باشد. اصطلاحی است عام، ناظر بر تمام فنونی که در آنها از رایانه و فناوری ارتباطات برای ایجاد، ذخیره سازی، نمایش، تبادل و مدیریت اطلاعات استفاده می شود. قابل ذکر است که حوزه IT از سه بخش سخت افزار، نرم افزار و خدمات تشکیل شده است.

سخت افزار یعنی تمامی ابزارهایی که برای ورود و جمع آوری، ذخیره سازی و نمایش داده ها مورد استفاده قرار می گیرند.

نرم افزار یعنی تمامی برنامه هایی که برای ارتباط انسان با سخت افزار مورد استفاده قرار می گیرند.
و در پایان خدمات یعنی تمامی کارهایی که در جهت ارائه بهترین راهکار برای ارتباط این دو صورت می گیرد را شامل می شود.

دقت کنید که در این میان اگر سهم خدمات را 80 درصد، سهم نرم افزار را 15 درصد و سهم سخت افزار را 5 درصد معرفی شده است. با توجه به آمار ارائه شده، می توان خدمات پس از فروش را مهمترین فاکتور در زمینه انتخاب بهترین خرید معرفی کرد.

با توجه به گسترش IT در صنعت، صنعت نفت (در اینجا منظور از نفت، کل حوزه های مربوطه می باشد. یعنی نفت، گاز، پتروشیمی و ...)  نیز از این مقوله مستثنی نبوده و متخصصین توجه ویژه ای به این صنعت نموده اند. همان طور که می دانید، یک پروژه عملی، در صورت توجیه اقتصادی از حوزه تئوری به حوزه عمل وارد می شود. سرمایه گذاری ها و درآمد های نفتی در حال حاضر از بالاترین ارقام برخوردار می باشند. بنابراین احتمال خارج شدن پروژه ای از حالت تئوری محض در صنعت نفت بالا می باشد. از نسبت گیری ورودی به خروجی از یک پروژه IT به بازده ای بالای این پروژه ها چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت کاملاً واقف می شویم. بزرگترین مزیت IT دادن سرعت و دقت به کارها می باشد. قابل ذکر است که IT در نفت در دو حوزه تخصصی و عمومی بکار می رود.

حوزه تخصصی
منظور از حوزه تخصصی، همان محاسبات و عملیات مهندسی این شاخه از صنعت می باشد. با توجه به تخصصی بودن این بخش، شرکت های معدودی پا در این حوزه گذاشته اند. دلیل آن سختی کار و طولانی بودن زمان رسید به نتیجه کامل در پروژه، ذکر شده است.

اصولاً اکثر شرکت ها، بدنبال پروژه های زود بازه بوده و در کارهای پژوهشی و مطالعاتی کمتر سرمایه گذاری می کنند (در ایران و کشورهای خاورمیانه این مسئله کاملاً مشهود می باشد). حال با توجه به نیاز بالای کارهای پژوهشی در این حوزه، فقط شرکت های بزرگ بین المللی که حاضر به سرمایه گذاری و پذیرش ریسک در این زمینه اند، حرفی برای گفتن دارند. در خارج از این مجموعه، کارهای پراکنده ای، نه بصورت منسجم، در بقیه شرکت ها صورت گرفته که در مقایسه با گسترش پروژه های نفتی، قابل چشم پوشی اند.

قابل ذکر است که در این بخش نیاز مبرمی به همکاری مهندسین نفت در کنار مهندسین IT احساس می شود. پس بهترین گزینه برای مهندس نفتی که قصد پا گذاشتن در این حوزه دارد، انتخاب بهترین همکار می باشد و آن کسی بجز متخصص IT در زمینه کاری اش نیست! البته در این میان به یک مهندس compiler نیاز است. مهندس compiler فردی است که هم به مهندسی نفت و هم به علم IT آشنایی دارد. این فرد زبان نفت را با زبان IT به مهندس IT منتقل می کند. بهترین گزینه انتخاب یک مهندس compiler، اختیار کردن آن از میان مهندسین نفتی است که آشنایی با حوزه IT مورد نظر داشته باشند.

حوزه تخصصی IT  صنعتی رابطه مستقیمی با دانشگاه (در اینجا دانشگاه و مرکز عملی یکی دانسته شده است) دارد. در اکثر شرکت های بزرگ، با توجه به هزینه های بالای پژوهش و سختی مدیریت و رهبری آن، با دانشگاه های معتبر بین المللی قراردادی منعقد شده که بر اساس آن هزینه تحقیقاتی و پژوهشی را شرکت بر عهده می گیرد. در عوض وظیفه صنعتی کردن، بازاریابی، فروش و ارائه کلیه خدمات پس از فروش آن با این شرکت می باشد. توجه داشته باشید که در این قرارداد، دو طرف قرارداد، متعهد به انجام صورت قرارداد بوده، و هر در این میان هر دو طرف بوسیله نمایندگان ویژه خود مراحل پیشرفت کار را بطور دقیق دنبال می کنند. بزرگترین نتیجه این قرارداد، بالا رفتن سرمایه های شرکت از ارائه نرم افزار در صنعت، انتخاب مهندسین منتخب از دانشگاه طرف قرارداد و مطرح شدن بصورت بین المللی و گرفتن پروژه های بزرگتر در زمینه کاری آن شرکت می باشد. در طرف دیگر، دانشگاه طرف قرارداد، بخش پروژهشی فعالتری را خواهد داشت که این خود باعث بالارفتن سطح علمی و معروف شدن دانشگاه و بالارفتن rank بین المللی آن خواهد شد. در این میان نیز در سود فروش نرم افزار شریک خواهد بود.

البته روش بالا یکی از راهکار های مطرح شده در راه اندازی سیستم تخصصی IT در حوزه نفت می باشد. توجه کنید که این سیستم تخصصی هم در زمینه سخت افزار(مانند ابزار نمودار گیری) و هم نرم افزار (مانند نرم افزار CMG) می باشد.

حوزه عمومی
منظور از حوزه عمومی در صنعت نفت، بخشی است که بدون وجود مهندسین نفت این حوزه بکار خود ادامه می دهد. مثلاً اکثر سخت افزارهای مورد استفاده در صنعت نفت در حوزه عمومی قرار می گیرند ولی ساخت و طراحی این تجهیزات در صنعت IT از تخصصی ترین کارها در این حوزه می باشد.

همانطور که می دانید، طرفداران حوزه عمومی بسیار زیاد می باشد. در حال حاضر در کشور ما تعداد زیادی شرکت کامپیوتری خدمات مورد نیاز شرکت ها را پوشش می دهند. این خدمات از تهیه کامپیوترهای اداری گرفته تا راه اندازی سیستم های ویدیو کنفرانس و پورتال های بزرگ می باشد. البته این خدمات اکثراً زیر نام های بزرگ بین المللی و به اسم نمایندگی شرکت های بزرگ می باشد!

تخصص مورد نیاز در این حوزه بیشتر IT بوده و مهندسین نفت نقش کم رنگتری را در اینجا بازی می کنند. تخصص در این حوزه به معنی شناختن نیاز و انتخاب بهترین گزینه از ابزار موجود می باشد. در حال اکثر خدمات ارائه شده در شرکت های نفتی (شاید شما هم این را احساس نموده اید) با نیاز آن شرکت منطبق نیست. یعنی در جایی که ضرورت احساس می شود کم کاری شده و در جایی که ضرورتی وجود ندارد، هزینه و کار سنگینی صورت گرفته است. از بزرگترین مشکل شرکت های نفتی، به عدم پایداری سیستم های داخلی آنها می توان اشاره نمود.

بهترین راهکار برای جلوگیری از این اتفاق، مشاوره قبل از انجام کار می باشد. در اینجا تخصص افراد، آشنایی آنها با سیستم های موجود در بازار و ارتباط آنها با شرکت ها و مشاورین بزرگ معتبر حرف اول را می زند. پس نمی توان همین طور کسی را فقط بدلیل سابقه مدیریت، در این واحد قرار داد.

مطالعه نمونه عملی
نمونه عملی فن آوری IT در حوزه نفت، سهمیه بندی نفت می باشد. حوزه تخصصی این سیستم، همان محاسبه مقادیر سهمیه بندی است که با توجه به نیازهای کشوری محاسبه و اعلام شده است. در بخش عمومی آن می توان به کارت هوشمند، دستگاه های کارت خوان، و برنامه ای که شما را قادر به اتصال به سیستم و برداشت از مقدار سهمیه تعیین شده تان می کند. دقت کنید که مقدار خدمات ارائه شده در این سیستم، قابل مقایسه با خدمات سخت افزاری و نرم افزاری سیستم نمی باشد.
نوشته شده توسط میثم فارسی در 11:28 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 16 مهر1386
کشف منابع تازه نفت خام در میدان نفتی کرنج اهواز
کشف منابع تازه نفت خام در میدان نفتی کرنج اهواز

مدیر امور اکتشاف شرکت ملی نفت ایران از کشف منابع جدید نفت خام در میدان نفتی کرنج در اهواز خبر داد.

مهندس سید محمود محدث، در نشست خبری ظهر امروز (جمعه ۳۱ فروردین) خود در جمع خبرنگاران با اشاره اتمام عملیات حفاری میدان نفتی کرنج گفت: با اتمام این عملیات موفق به کشف منابع حدیدی از نفت خام در منطقه کرنج شدیم که با تکمیل مطالعات و تا چند روز آینده خبرهای خوبی را در این باره از مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران خواهید شنید.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 13:57 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 16 مهر1386
آغاز عملیات ژئوفیزیک بلوک اکتشافی خرم آباد
آغاز عملیات ژئوفیزیک بلوک اکتشافی خرم آباد تا یک ماه دیگر

معاون مدیر در بلوک‌های اکتشافی و مشارکت‌های خارجی شرکت ملی نفت ایران از آغاز عملیات ژئوفیزیک بلوک اکتشافی «خرم آباد» تا یک ماه دیگر خبر داد.

حسین روشندل افزود: این فعالیت 6 ماه زمان می برد و پس از آن، برداشت اطلاعات لرزه نگاری دو بعدی و تصمیم گیری در باره محل حفاری چاه ها آغاز می شود.

وی با یادآوری این مطلب که قرارداد پروژه اکتشاف و توسعه همزمان بلوک خرم آباد،‌ شهریور ماه سال گذشته با شرکت نروژی «هیدرو زاگرس» منعقد شد، تصریح کرد: ‌در مناقصه پروژه بلوک «خرم آباد» که در منطقه ای به وسعت 7 هزار و 740 کیلومتر مربع در منطقه غرب ایران و در اطراف شهر خرم آباد اجرا می شود، حداقل تعهدهای پیمانکار برای اجرای این پروژه 49 میلیون و 500 هزار دلار است.

وی گفت: فعالیت‌های در نظر گرفته شده برای اجرای این پروژه شامل حفر سه حلقه چاه اکتشافی، 600 کیلومتر عملیات لرزه نگاری دو بعدی، 300 تا 400 کیلومتر عملیات لرزه نگاری سه بعدی تکمیلی و حفر دو حلقه چاه توصیفی اضافی در صورت وجود نشانه های مثبت هیدروکربوری، همچنین آمایش مجدد اطلاعات لرزه نگاری قبلی، مطالعات زمین شناسی و آموزش کارکنان است.

معاون مدیر در بلوک های اکتشافی و مشارکت های خارجی شرکت ملی نفت ایران، در مورد پیشرفت کار حفاری چاه اکتشافی در بلوک کوهدشت گفت: حفاری چاه اکتشافی بلوک کوهدشت مراحل پایانی را می گذراند و امیدواری زیادی به مثبت بودن نتیجه حفاری وجود دارد.

روشندل همچنین در مورد پیشرفت عملیات اکتشاف در بلوک فارسی تصریح کرد: عملیات اکتشاف در بلوک فارسی هم اکنون در مرحله تهیه گزارش نهایی است.

پیشتر اعلام شده بود نتایج فعالیت‌های اکتشافی در این بلوک، دلگرم کننده بوده و بررسی‌های زمین شناختی برای برآورد وسعت ذخایر قابل برداشت نفت در این منطقه در حال انجام است.

بلوک فارسی به وسعت 6 هزار و 700 کیلومتر در خلیج فارس قرار گرفته است و عمق آب در این منطقه به حدود 90 متر می‌رسد.

شرکت «او.ان.جی.سی» هند، رهبری کنسرسیوم فعال در عملیات اکتشاف بلوک فارسی را به عهده دارد.
نوشته شده توسط میثم فارسی در 13:46 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 28 شهریور1386
زمین شناسی رسوبی

زمین شناسی رسوبی برای اکتشاف و تکمیل اطلاعات مربوط به مخازن نفت و گاز مهم می باشد. اطلاعات زمین شناسی برای برای پیشبینی مکان های احتمالی استان های نفتی مورد استفاده قرار می گیرد. مخازن نفت و گاز در مناطق بسیاری در حوزه های رسوبی مشاهده شده است. هیدروکربن ها در اعماق کم لبه های حوزه، در مناطق عمیق مرکزی حوزه، در لبه هایی که حرکت تکتونیکی تله های نفتی را ایجاد می کند، تجمع پیدا می کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 13:38 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 11 مرداد1386
بررسی مغزه های نفتی در آزمایشگاه
بررسی مغزه های نفتی در آزمایشگاه

در این قسمت خواص فیزیكی و پترو فیزیكی سنگ های مخزن مانند  تراوایی- تخلخل، ترشدگی و چگالی را بررسی می كنند.

روش كار:
ابتدا مغزه هایی راكه ازدرون چاه آمده است مورد بررسی قرار می دهند و طبق نظر كارشناسی  بهترین محل برای تهیه نمونه (Plug) از درون  مغزه با یك علامت دایره مشخص می شود و از محل های مشخص شده نمونه تهیه می شود. پـس از تهیـه نمونه توصیف از نمونه های داخل جعبه ها و تشخیص جنس توسط زمین شناس ، نمونه ها  در قسمت شستشو بوسیله تولوئن به مدت 72 ساعت شستشو داده می شود و سپس آنها را با (oven) خشك می كنند. این شستشو بخاطر این است كه قسمت های نفتی و آلی آن بوسیله تولوئن از درون نمونه  خارج شوند.  این كار معمولآ توسط دستگاه سوكسیله انجام می شود.
با داشتن حجم (V) و جرم(m ) می توان چگالی را تعیین كرد. در اینجا تخلخل  مغزه ها  نیز اندازه گیری می شود. برای اینكار ابتدا دستگاه را با استفاده از یك نمونه مشخص كالیبره می كنند و سپس نمونه مورد نظر را در آن قرار داده و گاز تزریق می كنند سپس با استفاده از فرمول زیر تخلخل را بدست می آورند.

volume  حجم هلیم نفوذی
Bulk volume  معمولاً بوسیله كولیس اندازه گیری می شود.
برای بدست آوردن نفوذ پذیری نیز از دستگاههای مكانیكی و دیجیتالی استفاده می شود. ابتدا نمونه را تحت فشارهمه جانبه (180 Psi)  قرار می دهند و هوا را تزریق می كنند و با استفاده از مانومترو اریفیس مقدار دبی عبوری بـــدست می آید. با استفاده از رابطه دارسی می توان نوشت .

روشی كه قبلاً برای اندازه گیری تخلخل ارائه شد یك روش مكانیكی بود و امروزه بوسیله روش دیجیتالی نیز می توان این اندازه گیری را انجام داد. برای این كار از پلاگهایی باشكل زیر استفاده می شود.

لازم به ذكراست كه پلاگهای مغزه ها می تواند چوبی، مقوایی یا فلزی باشد.

بایـد تـوجه داشت كه مخازن نفتی ایران دارای تخلخل 10% = ф و بهترین مخازن گازی دارای تخلخل 30% = ф می باشند.

همانطور كه ملاحظه می شود بر روی این پلاگ یك فلش وجود دارد كه این فلش جهت تزریق (injection) را نشان می دهد. در صورتیكه نمونه عمودی باشد تزریق باید از پایین به بالا صورت پذیرد.
هر پلاگ دارای شناسنامه ای می باشد كه اطلاعات مربوط به آن پلاگ را در بردارد. این اطلاعات شامل موارد زیراست:

نام مخزن
شماره نمونه 
نوع نمونه : ( (vertical / horizontail
طول نمونه :  (Length)
قطر نمونه : (Diameter)

دستگاههای دیجیتالی نسبت به حرارت حساس می باشد و مقاومت نوع اول و دوم بصورت زیراست:

نوع  اول تراوایی را برای ما اندازه گیری می كند،
در حالیكه نوع دوم هم دانسیته و هم Porosity را برای ما اندازه گیری می كند.

اگر ما شكل مغزه های عمودی را نیز در نظر داشته باشیم (Top و bottom) حالت آن به طریق زیر تعیین می شود.
گاهی نفوذ پذیری بصورت قائم اندازه گیری می شود وگاهی برای تعیین نفوذ پذیری از نمونه گیر (Coreholder) بزرگ استفاده می شود.
شرایط انجام آزمایشات بصورتUnsteady state  است.
اصولاً هدف از این قسمت مطالعات مربوط به حابجایی سیال در شرایط Unsteady State و رفتار موئینگی و ترشدگی (wettability) و شرایط تزریق آب و گاز درمیادین می باشد.

یكی دیگر از اهداف عمده این مجموعه حل مسائل و مشكلات عمده در صنایع بالادستی می باشد. از دیگراهداف این مجموعه كاربرد و توسعه ابزارهای پیشرفته برای تعیین خواص پتروفیزیكی سنگهاست.

تهیه کننده:
دکتر قاسم العسکری
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعت نفت

نوشته شده توسط میثم فارسی در 22:9 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 11 مرداد1386
چاه پیمایی و ابزارهای مربوطه و رشته لوله مغزی و اجزای آن
چاه پیمایی و ابزارهای مربوطه و رشته لوله مغزی و اجزای آن

عملیات و تعمیرات درون چاه:
این بخش از شرکت پیراحفاری وظیفه ی تعمیرات اجزای رشته لوله مغزی را با استفاده از سیم/کابل چاه پیمایی بر عهده دارد. این قسمت شامل دستگاهها و وسایل چاه پیمایی بخش فیزیک سنجی و قسمت تعمیرگاه وسایل درون چاهی است.
می دانیم بسته به نوع عملیات چاه پیمایی از سیم یا کابل استفاده می شود پس در این متن منظور از کابل یا سیم چاه پیمایی همان رشته ی چاه پیمای است. 

این قسمت ها در این گزارش به طور خلاصه توضیح داده شده است و با نظر به اینکه کتابچه های کاملی در این مورد نوشته شده تکرار  آنها در این گزارش ضرورت ندارد.

منبع: نفت تایمز


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 22:7 | | لینک به این مطلب
شنبه 30 تیر1386
بررسی مخازن نفتی و گازی

بدست آوردن نمونه دقیق از سازند

قسمت اول: انجام یک عملیات نمودارگیری موفق به چندین فاکتور مهم بستگی دارد. مهمترین آنها نمونه گرفته شده از سیال سازند، بدون هیچ آلودگی و مخلوط شدگی با مواد دیگر، و آزمایش آن در آزمایشگاه و در شرایط مخزنی است.

بدست آوردن این شرایط ایده آل (بودن آلودگی و آزمایش در شرایط مخزنی) بطور صد در صد غیر ممکن بوده، بنابراین با استفاده از پردازش هایی همچون تصحیح (correction) و مقایسه (correlation) نتیجه ای قابل قبول و همراه با درصدی خطا بدست می آید.

در ابتدا اکثر ابزارهای نمونه گیری ها بدلیل روش کردن مسائل اساسی اولیه مخزن مانند ترکیب و گرانروی سیال، با وجود احتمال خطا در محاسبات، مورد قبول بوده و در اکثر موارد به عنوان اصلیترین آزمایش، مورد تایید بودند.

اما  امروزه به دلیل بالا رفتن قیمت های ریسک در اندازگیری ها، از متخصصین خواسته می شود که پاسخ های دقیق تر و کاربردی تری نسبت به گذشته در اختیار شرکت ها قرار دهند.

بهترین روش برای بدست آوردن مرغوبترین نمونه از داخل مخزن، استفاده از ظرف نمونه گیر درون مخزنی و گرفتن نمونه سیال در داخل مخزن می باشد البته با فرض اینکه بیشتر سیال گرفته شده، سیال سازند مورد نظر است. این روش با استفاده از حسگرهای نشان دهنده مقدار آلودگی و مخلوط شدگی سیال سازند مورد نظر با بقیه سیالات موجود در حفر آنالوس (Annulus) دقیقتر شد.

مدت هاست که حد قابل قبول آلودگی (contamination) سیال گرفته شده از مخزن 10 درصد بوده که این مقدار در چاه های مشکل دار، بیشتر می شود.

همچنین به دلیلی که اندازه گیری بصورت چاه باز (بدون حفاظ یا لوله جدار) می باشد هر چه زمان اندازگیری بیشتر باشد، احتمال گیر کردن ابزار بالا رفته و این سبب بالا رفتن هزینه حفاری خواهد شد. همان طور که می دانید هزینه حفاری بصورت روزانه محاسبه شده و هر روز حداقل 20 میلیون تومان هزینه دارد.

شرکت هالیبرتون از  MRILab خود برای اندازگیری های مسقیم نفت برداشت شده از مخازن که بوسیله دستگاهی بنام RDT و یا Reservoir Description Tool از مخزن گرفته می شود، استفاده می کند. این دستگاه همچنین اطلاعات مربوط به خواص سیالی مانند اندازه نسبت گاز به نفت و گرانروی سیال را نشان می دهد.

مدیر بخش نمودارگیری چاه باز شرکت هالیبرتون در رابطه با MRILab شرکت گفت که این دستگاه در حال ارتقا یافتن است و برای رسیدن به مراحل تکمیلی به زمان و مطالعه و آزمایش بیشتری نیازمند است.

MRILab در بالای نمونه گیر استفاده می شود. RDT سیال سازند را از آن خارج کرده و بسمت MRILab پمپ می کند. این دستگاه به سیستم NMR مجهز می باشد که بوسیله آن می توان آلودگی های سیال گرفته شده را بررسی کرد. زمانیکه اندازه آلودگی به حد مجاز رسید، شیرهای مربوطه را برای گرفتن نمونه باز می کنند. به علت شرایط سازند و کیک گل (mud cake) نمونه صد در صد خالص بدست نمی آید ولی در صورت استفاده از پمپ با اندازه مناسب، آلودگی 7 تا 5 درصد کم می شود. NMR با استفاده از اندیکس ها T1، T2، هیدورژون و ویسکازیته، آلودگی نمونه بدست می آید.

در لحظه ای که نمونه گرفته شده از لحاظ آلودگی های احتمالی تایید شد، برای جلوگیری از تغییر حالت سیال (از مایع به گاز) بعد از آزمایشات لازمه در مورد نمونه نفتی آنرا در شرایط بالای فشار حباب (کمترنی فشاری که سیال در حالت مایع باقی می ماند)  و در مورد نمونه گازی آنرا بالاتر از فشار حباب (کمترین فشاری که قطرات نفت تشکیل می شود) قرار داده می شود.

این نمونه ها بصورتی که بعد از بیرون آرودن از چاه، حمل نقل بوسیله چرخ بال، و 3 ماه زمان لازم برای آزمایش، تغییر و مشکلی برای آنها پیش نیاید.

برای جابجایی سیالات از سازند به بطری های مخصوص، شرکت هالیبرتون روش های متعددی را استفاده می کند. در سال گذشته روشی بنام straddle packer که بتواند با starndard dual probe کار کند، را معرفی کرد.

قسمت دوم: شرکت Atlas Baker ابزاری بنام RCI و یا reservoir Characterization Instrument را برای نمونه برداری از مخزن، اندازگیری فشار مخزن و نگهداری نمونه در فشار مخزنی را معرفی کرده است. این شرکت به چنین خدماتی را RESolution می خواند.

به گفته آقای مایکل شامای، مدیر بخش خط تولید شرکت RESolution عصر جدید اندازگیری دورن مخزنی است. این روش، نمونه هایی با کیفیت بالا و فشار نزدیک به مخزن را ارائه داده و با توجه به قیمت های ریسک، روش بسیار ایده آل برای بکارگیری در محاسبات توسعه ای و تولیدی مخزن می باشد.

شرکت قبل از هر قرارداد تمامی مواردی را که ممکن است برای نمونه برداری مشکل ساز باشد، را برطرف کرده و در این جریان سفارش دهنده را از کامل و کم خطا بودن اندازگیری مطمئن می سازد. روش اصلی شرکت مطلع ساختن سفارش دهنده از تمامی فرایند عملیاتی، و تمامی کاره بوده که با توجه به آنها متخصصین امر بتوانند محاسبات دقیقتری را ارائه دهند.

بعد از گرفتن نمونه های کافی از مخزن، آنها را به آزمایشگاه های مخصوصی برای اعمال آزمایشات معروف به آزمایش نفت خام (crude assay) ارسال می گردند. در آنجا نفت را به درون ستون تقطیر کوچکی برای تجزیه نفت به اجزای تشکیل دهنده آن می فرستند. در آنجا دقیقا گفته می شود که از نفت درون مخزنی چقدر گاز، چقدر بنزین و چقدر دیگر محصولات جانبی می توان گرفت. در حقیقت ارزش واقعی مخزن مشخص می گردد.

در این مرحله همچنین مقادیر مواد سنگینی همچون جیوه، سلنیوم، باریم و همچنین گاز ترش کننده هیدروکسید گوگرد تعیین می شوند. این موارد در پالایش نفت مهم بوده و در اصل روش پالایش و مواد مورد استفاده در پالایش و در نتیجه هزینه تمام شده نفت پالیده شده را تعیین می کنند.

با انجام آزمایش RESolution فقط در یک مرحله تمامی اطلاعات مخزنی موارد مخزنی مورد نیاز بدست می آید. اطلاعات بدست آمده از این آزمایش مقدار هزینه پالایش و مقدار سود خالص را برای تولید کننده تعیین می کند.

برای انجام مدل سازی اولیه و داشتن اطلاعات همچون تخلخل، تراوایی و قطر ناحیه نفت ده، قبل از اندازگیری بوسیله دستگاه RESolution اطلاعات مربوط به LWD (نمودارگیری در حین حفاری) بررسی می شود. در صورت عدم وجود اطلاعات LWD با توجه به ناحیه حفاری و تطابق آن بر اساس نوع سنگ مخزن، سازند و عمق حفاری، اطلاعات اولیه مورد نیاز محاسبه می شود.

دستگاه RCI دارای 2 Packer بوده که در هنگام نمونه گیری در بالا و پایین ناحیه مورد نظر قرار می گیرند. دو Packer از نظر دینامیکی و کارکرد متفاوت می باشند. با توجه به ارزش زمان در حفاری، تمام سعی شرکت کم کردن زمان لازم برای تنظیم شدن ابزار و نمونه گیری درون چاه می باشد.

در کنار عملیات، اندازگیری دقیقی از فشار سازند صورت می گیرد، که به دقت دستگاه اندازگیری، عمق، و محاسبات لازمه بستگی دارد. این محاسبات به FRA و یا Formation Rate Analysis معروفند که تست فشار جریان دارسی درون مخزنی را به ما می دهند.

استفاده از محاسبات دارسی، روش قابل قبول برای اندازگیری های جریان درون مخزنی می باشد. در صورتیکه شما جریانی مطابق با قانون دارسی در سازند داشته باشید، اندازیگری های مربوط به تست فشار و یا mobility سیال شما در شرایط مناسبی می باشد. اما در صورت عدم وجود جریان دارسی، با انجام تعداد دفعات آزمایش می توان به جواب نزدیک به عدد مورد نظر دست یافت.

یکی دیگر از جنبه های اندازگیری تست فشار، دمای درون مخزنی می باشد. متصدی باید از عدم تاثیر تغییرات دما از یک چاه به چاه دیگر مطمئن شود تا اطلاعات یدست آمده از آزمایش، قابل قبول باشد. شرکت روش مناسبی را برای از بین بردن این خطا ارائه داده است.

با استفاده از مدل های قبل از نمونه گیری، دستگاه RESolution قادر است که فشار نمونه و گرانروی آنرا را در حین عملیات محاسبه کند. این آزمایش PVTMOD می باشد.

دو فاکتور بدست آمده (گرانروی و فشار سیال) فاز نمونه گرفته شده را از سازند تعیین می کنند. با کنترل کردن نرخ تولید پمپ، می توان نمونه یک فازی را بدست آورد.

شرکت دو مخزن تک فازی را ارائه داده است. تک فاز I که اندازه نرخ تولید آن 13000 psi و دمای 250 درجه فارنهایت و مخزن تک فاز II که 25000 psi و دمای 350 درجه فارنهایت را تامین می کند. این مخازن با استفاده از نیروژن در فشار بالای فشار نرمال نگهداری می شوند.

در سطح زمین وسیله ای به نام CDR و یا Continous Data Recoder فشار و دمای مخازن از زمان خازج شدن از دستگاه RCI تا هنگامی که در آزمایشگاه مورد آنالیز قرار می گیرند، ثبت می کند.

برای اندازگیری خلوص سیال در هنگام نمونه گیری، در کنار RCI ابزاری مجهز به بخش نوری بنام SampleView بکار می رود. این وسیله چگالی نوری، ایندکس انکسار نور و فلوئورسانس نفت را محاسبه می کند.

جبنه قابل توجه RCI قابلیت استفاده آن در شرایط گوناگون درون چاهی آن می باشد. در صورت نداشتن اطلاعاتی در رابطه با نوع سیال درون مخزنی (نفت سنگین، نفت سبک، میعانات گازی و گاز) این وسیله استعداد مکانیکی لازمه را برای تطبیق با شرایط را دارای می باشد.

در هنگام نمونه گیری، در صورت تغییر فاز سیال، RCI قادر است که نرخ تولید را بدرون مخزن خود تغییر دهد.

با توجه به توضیحات بالا، با استفاده از FRA و PVTMod نوع نمونه گرفته شده از مخزن شناسایی می شود. همچنین تغییرات تحرک (mobility) در هنگام برداشت نمونه، چگالی نوری، فلوئورسانس و ایدنکس انکساری نمونه گرفته شده و همچنین در تمام لحظات جابجایی، مقادیر نسبت گار به نفت و API نیز محاسبه می گردند. در نتیجه در پایان عملیات تمامی داده های مورد نیاز مهندسین برای محاسبات مخزنی در اختیار آنها قرار داده می شود.

نوشته شده توسط میثم فارسی در 22:20 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 خرداد1386
میدان نفتی مارون

محل مخزن
مخزن مارون در شمال شرقی شهر اهواز، همجوار با میادین كوپال از شمال و آغاجاری از شرق میباشد. بطور كلی این میدان در قسمت شرقی حوضه عظیم فرو افتادگی دزفول قرار دارد.

ابعاد مخزن
میدان مارون به اروند شمال غربی- جنوب شرقی در قسمت غربی تا مركزی و روند شمال شرقی – جنوب غربی در قسمت انتهای شرقی امتداد یافته و دارای 65 كیلومتر طول و بطور متوسط 7 كیلومتر عرض می باشد. فاصله بین ستیغ مخزن و عمیقترین سطح آب و نفت در سازند آسماری حدود 2000 متر میباشد .

خصوصیات زیر لایه ها در سازند آسماری میدان مارون
زیر لایه 1.00
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه قسمت عمده ای از بالای آسماری فوقانی را شامل میشود. روی این زیر لایه بخش یك سازند گچساران (پوش سنگ) قرار دارد و زیر آن زیر لایه 11.00 از بخش قاعده ای آسماری فوقانی قرار دارد.این زیر لایه به عنوان قسمت عمده ای از آسماری فوقانــــــی بــــــا فسیلهـــــــای Borelis Melo - Mean dropsina Iranica  مشخص می گردد.

تركیب سنگ شناسی
قسمت اعظمی از این زیر لایه حدود 70% از جنس دولومیت، آهك دو لومیتی بهمراه تكه هائی از انیدرید میباشد كه عمدتاً سنك كربناته آن از نوع ‍Packstone / Grain Stone میباشد. بقیه زیر لایه  (30%) از جنس آهك میباشد كه عمدتاً Pack Stone  و گاهی نیز Wack Stone میباشد. در این زیر لایه  گاهی لایه های نازكی  از شیل / مارون و ماسه نیز دیده میشوند كه لایه های شیلی / مارنی بیشتر در شمال – شمال غربی مخزن و لایه های ماسه ای بیشتر در دماغه شرقی و غربی حضور دارند.

تخلخل
حد تخلخل در این زیر لایه بین 18% - 8% تغییر نشان می دهد . می توان گفت از انتهای غربی به سمت انتهای شرقی درصد تخلخل بهتر میگردد. از طرف دیگر مقدار سنگهای فشرده آهكی در درون این زیر لایه در غرب شمال غربی بیشتر و در شرق – جنوب شرقی كاهش یافته و برعكس درصد لومیتیزاسیون بیشتر می گردد.

زیر لایه 11.00
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه قسمت قاعده ای آسماری میانی را شامل می گردد، روی این زیر لایه، زیر لایه 1.00 واقع می گردد و زیر آن زیر لایه 20.00 از بخش فوقانی سازند آسماری میانی قرار دارد .

تركیب سنگ شناسی
قسمت اعظم این زیر لایه (70%) از جنس ماسه سنگ و بقیه آن از آهك و دولومیت سندی بصورت بین لایه ای با ماسه است. گاهی نیز لایه های نسبتاً نازكی از شیل / مارن در این زیر لایه مشاهده میشود.

زیر لایه 20.00
موقعیت و مشخصات
این زیر لایه قسمت عمده ای از بخش فوقانی آسماری میانی را تشكیل میدهد. روی این زیرلایه، زیر لایه 11.00 از بخش قاعده ای آسماری بالایی واقع میگردد. زیر آن زیر لایه 28.00 از قمست قاعده ای آسماری فوقانی قرار دارد . این زیر لایه به عنوان بخش عمده ای از بالای آسماری میانی با فسیلهای Eulepidina و Miogypsinella مشخص میگردد.

تركیب سنگ شناسی
قسمت عمده این زیر لایه حدود 60% از جنس دولومیت و آهكهای بشدت دولومیتی شده به همراه تكه هائی از انیدرید می باشد. حدود 30% آهك و حدود 10% آهك دولومیتی ماسه ای در این زیرلایه وجود دارد. لایه های نازكی از شیل / مارن در تمام طول این زیرلایه خصوصا قسمت شمال غربی مخزن دیده میشوند.

تخلخل
تغییرات تخلخل در این زیر لایه بین 18% - 8% تغییر مینماید . بدلیل حضور بیشتر سنگ دولومیتی در این زیر لایه در قسمت مركزی میدان وضعیت تخلخل در آن نسبت به دماغه شرقی و غربی بهتر میباشد. مقدار فشردگی آهكها در این زیر لایه در تمام مخرن بدون داشتن جهت خاصی پراكنده می باشد.

زیر لایه 28.00
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه قسمت قاعده ای بالای آسماری میانی است. روی این زیر لایه زیر لایه 20.00  و زیر آن 30.00 قرار دارد . طبق شواهد دیرینه شناسی مرز بین آسماری میانی و پائین آسماری میانی در قاعده این زیر لایه قرار دارد.

تركیب سنگ شناسی
این زیر لایه شامل تناوبی از ماسه سنگ ، آهك ، آهك ماسه ای، دولومیت و دولومیت ماسه ای و گاهی بین لایه هائی از شیل می باشد.

زیر لایه 30.00
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه قسمت عمده ای از قسمت پائین آسماری میانی است. روی این زیر لایه ، زیرلایه 28.00 و زیــــــــر آن زیر لایه 36.30 قرار دارد. این زیر لایه به عنوان بخش عمده ای از آسماری پائینی با فسیلهای Miogyp Sinoides, Heterostegina , Archaias مشخص میگردد.

تركیب سنگ شناسی
این زیر لایه از سنگهای آهك و دولومیت با ضخامت مساوی تشكیل گردیده است. حضور ماسه سنگ در این زیر لایه بسیار كم ولی گاهی لایه های نازكی از شیل بصورت بین لایه ای در آن دیده میشوند.ولی این تغییرات در طول میدان هیچ جهت مشخصی نشان نمی دهند.

تخلخل
تغییرات تخلخل در ای زیر لایه بین 18% - 10 تغییر می نماید . میانگین تخلخل در این زیر لایه در حدود 15% می باشد. حضور سنگهای آهك فشرده در این زیر لایه جهت خاصی را نشان نمی دهند و بطور محلی در تمام مخزن پراكنده اند، البته مقدارشان زیاد نیست.

زیر لایه 36.30
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه قسمت قاعده ای آسماری میانی است. روی این زیر لایه زیر لایه 30.00 و زیر آن زیر لایه 40.00 از  آسماری زیرین قرار دارد .
تركیب سنگ شناسی
این زیر لایه عمدتا از ماسه سنگ تشكیل دشه كه به صورت بین لایه در آهك و دولومتیت ماسه ای و گاهی لایه های نازكی از شیل دیده میشوند.

تخلخل
این زیر لایه عمدتا ماسه ای است. به همین دلیل دارای تخلخل و نفوذپذیری بسیار خوبی است. خصوصا در قسمت مركزی مخزن كه ضخامت و حضور لایه های ماسه آن چشمگیر تر میباشد.

زیر لایه 40.00
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه قسمت عمده از آٍسماری زیرین را تشكل میدهد. روی این زیر لایه زیر لایه 36.30 از قاعده آسماری میانی و زیر آن زیر لایه 40.00 از قاعده آسماری  زیرین قرار دارد. این زیر لایه به عنوان قسمت عمده ای از آسماری زیرین با فسیلهای Eulepidina , Operculina , Nummuites مشخص میگردد.وتركیب  سنگ شناسی این زیر لایه شامل آهك، آهك دولومیتی / ماسه سنگت و شیل / مارن می باشد. آهكها و شیلهای این زیر لایه در بیشتر نقاط ماسه ای هستند. یا بهتر بگوییم آهكها این زیر لایه بیشتر از نوع Bioclasst هستند یعنی در آنها قطعات آواری زیادی در درون زمینه سنگی به جشم می خورد. ماسه سنگهای این زیر لایه بصورت سیمان نشده و یا سیمان شده هستند. سیمان آنها از جنس آهك – دولومیت و گاهی نیز انیدرید می باشد.

تخلخل
حد تخلخل این زیر لایه بین 19% - 8 تغییر می نماید . لایه های فشرده آهكی در این زیر لایه به سمت شرق – جنوب شرقی افزایش مییابد و درصد ولومیتی شدن آن نیز كاهش پیدا می كند.

زیر لایه 40.80
موقعیت و مشخصات
این زیر لایه قسمت قاعده از آسماری زیرین را شامل میگردد. روی این زیر لایه، زیر لایه 40.00 واقع می گردد و زیر آن زیر لایه 50.00 از بخش انتقالی سازند پابده به آسماری قرار دارد و به عنوان قاعده آسماری زیرین با فسیلهای Operculina   Lioidocyclina  و ….. مشخص می گردد.

تركیب  سنگ شناسی
قسمت اعظم این زیر لایه حدود بیش از 90 درصد از جنس آهك – كرم، میكرایت بیومیكرایت، مدستون / و كستون ، گاهی به حالت پكستون، دولومتیی گلوكونیت دارد دیده می شود. گاهی نازكی از ماسه و شیل نیز در این زیر لایه دیده میشوند.

زیر لایه 50.00
موقعیت و مشخصات

این زیر لایه تشكل دهنده بخش انتقالی بین سازند پابد به آسماری می باشد روی آن زیر لایه 40.80 از بخش قاعده ای ‎آسماری زیرین قرار  دارد و دو زیر آن زیر لایه 50.60 از بخش فوقانی سازند پابنده قرار دارد. این  زیر لایه به عنوان بخش انتقالی بین رسوبات ائوسون (سازند پابده) و الیگوسن (آسماری زیرین) بامیكروفسیلهای درشت گلوبیژرینا بصورت توده ای (Assemblage) ، Ditropa و Genus 2 SPI مشخص میگردد.

تركیب سنگ شناسی
این زیر لایه شامل آهكهای آرژیلی فشرده و شیلهای تیره رنگ گلوكونیت دار، پیریت دار می باشد. در این زیر لایه خصوصا بین چاههای 62 تا 65 لایه هائی از ماسه سنگ دیده میشوند به نظر میرسد كه در قسمتهای دیگر حضور ماسه سنگها بسیار كم می باشد.

زیر لایه 50.60
موقعیت و مشخصات
این زیر لایه فوقانی ترین بخش رسوبات ائوسن می باشد. روی این زیر لایه زیر لایه 50.00 از بخش انتقالی سازند پابده به آسماری و زیر آن سازند پابده قرار دارد. این زیر لایه به عنوان قاعده بخش انتقالی سازند پابده به آسماری و یا بقولی قسمت فوقانی سازند پابده با میكرو فسیلهای گلوبیژینا بصورت توده ای و Eouvigerina , Maplophragmium – Slingeri .

تهیه کننده:
مهندس عماد الدین عبدالهی
مهندس اکتشاف نفت - دانشگاه صنعت نفت

نوشته شده توسط میثم فارسی در 0:34 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 خرداد1386
سازه های فراساحل

با وابستگی روزافزون صنایع و دنیای مدرن به نفت و محصولات پتروشیمی، حوزة عملیات اكتشاف و استخراج این مادة ارزشمند به پهنه دریاها و اقیانوسها نیز كشیده شده است.

در این میان حتی اعماق دور از دسترس دریاها نیز جدا از این فعالیتها نبوده و امروزه حفاری و استخراج نفت تا ورای اعماق 1000متر با رشد چشمگیری رو به افزایش است.

اوایل شناخت و استخراج منابع نفتی، در مناطق كم عمق صورت میگرفت. اما امروزه به مرور با كاهش ذخایر نفتی و بعلاوه اثبات وجود نفت در مناطق عمیقتر، در نقاط مختلفی از دنیا به صنعت استخراج نفت از آبهای عمیق اهمیت فراوانی داده میشود. اما عملیات دراعماق به معنی رویارویی با نیروهای بزرگتر، ممانهای بیشتر و در نتیجه افزایش استفاده از مواد و سازههای سنگین و در نهایت بالا رفتن هزینه را بدنبال دارد. از اینرو امروزه تمایل زیادی به استفاده از انواع جدیدی از سازههای دریایی تحت عنوان سازههای تطبیقی در میان طراحان و بهرهبرداران بوجود آمده است.

گروه علوم و فناوریهای دریایی سینا در این بخش به معرفی سازه های بتنی در بخش سازه های ثابت و برج مهار شده از سازه های تطبیقی پرداخته است.

سکوهای بتنی

توسعة سكوها در دریای شمال باعث بوجود آمدن نوع جدیدی از سكوها شد كه سازة اصلی آنها از بتن ساخته میشود. چنین سكوهایی به علت وزن زیاد میتوانند روی كف دریا پابرجا بمانند. اولین سكو از این نوع "اكوفیسك" بود كه در سال ۱۹۷۳ و در دریای شمال نصب شد و از آن تاریخ تا سال ۱۹۸۲ بیشتر از ۱۷ سكوی بتنی دیگر مورد بهره برداری قرار گرفت.

 اگر چه سكوهای بتنی نسبت به سكوهای فولادی، گرانتر هستند، اما برای مناطقی شبیه به دریای شمال با شرایط آب و هوایی بد و امواج قوی ، طرح مناسبی قلمداد میشوند . از طرف دیگر در این سكوها فضای بیشتری برای ذخیرهسازی نفت وجود دارد كه آنها را قادر به سرویس دهی به نفتكش هایی با ظرفیتهای متفاوت میسازد.

 از دیگر مزایای این نوع سكوها میتوان به قابلیت ساخت كل سكو در ساحل و تست آن قبل از به آب اندازی اشاره نمود. بدین ترتیب نصب سكو تنها نیازمند وارد کردن آب به مخازن مخصوص و پابرجا كردن آن بر كف دریا است. البته برای این سکوها انجام یک زیرسازی در بستر دریا لازم است. از طرف دیگر پس از پایین آمدن سكو، باید فضاهای خالی بین سكو و كف دریا بوسیله پمپ مواد پر شود. حذف شمعهای فولادی كه مقاومت کمتری در مقابل آب دریا دارند، از دیگر برتریهای این نوع سكوها نسبت به سكوهای فولادی است.

مطالعات انجام شده بر روی سازههای بتنی ساحلی مربوط به دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ ، نشان می دهد كه این سازهها تا امروز تأثیری از آب دریا نپذیرفتهاند در حالیكه سازه های فولادی در چنین مدتی دچار خوردگی خیلی زیادی شده و نیاز به محافظت ، تعمیر و تعویض المانهای مختلف خواهند داشت. البته سكوهای بتنی نسبتاً گرانتر از سكوهای فولادی هستند و برتریهای فوق بایستی با توجه به هزینهآنها مورد بررسی قرار گیرد . .

از دیگر مشکلات سكوهای بتنی لزوم استفاده از مقادیر زیاد فولاد است تا آنجا که مقدار فولادی كه برای تقویت سكوهای فوق بكار گرفته میشود اغلب بیشتر از فولاد به كار رفته در یك سكوی فولادی معادل است. از طرف دیگر این سكوها معمولاً مشكلاتی از نظر قرارگیری بروی كف دریا در طول عمر خود دارند و نشست تدریجی بستر دریا باعث كم شدن فاصلة بین سطح آب و قسمت فوقانی سكو خواهد شد. در نهایت هنوز راه مناسبی جهت از بین بردن سكوهای فوق پس از بهرهبرداری پیدا نشده است .

برای ساخت سكوهای بتنی از سازههایی استفاده میشود كه سكو را در بر میگیرند و بتن داخل آنها ریخته و بتدریج سفت و محکم شود .

پس از ساختن سازه سكو، آنرا به آب انداخته و بطور موقت بر كف دریا مستقر مینمایند تا تجهیزات قسمت فوقانی سكو نصب شود، سپس سكو را مجدداً شناور نموده و به منطقه مورد نظر انتقال میدهند. تا به حال از این نوع سکوها تا اعماقی در حدود ۳۵۰ متر استفاده شده است.

برج مهار شده

اولین سازة ساخته شده از این دست به نام "برج لنا" است که با ارتفاعی بالغ بر ٣٢١ متر در سال ١٩٨٣ در خلیج مكزیك مورد بهره برداری قرار گرفت.

سیستم خط مهار این برج به صورت شعاعی بوده و به عنوان تكیه گاه جانبی عمل میكند. برج مهار شده از نظر سازهای، شبیه به سكوهای ثابت جکت است با این تفاوت كه چرخش آن در پی حرکاتی تاب مانند، باعث تغییر مكانهای افقی قابل ملاحظه ای در عرشه می گردد.

در برج لنا، به منظور کنترل تغییر شكلهای سازه، از ٢٠ خط مهار استفاده شده است. بر اثر این تغییر شکلها خمیدگی قابل ملاحظهای، در اجزای تشكیل دهندة برج بوجود میآید. در برج مذكور برای كاهش نیروهای ناشی از امواج، از ١٢ عدد تانك شناوری در عمق ٢٣ تا ١٤٠ متری استفاده شده است.

سازه بر روی ٨ عدد شمع با قطر3/1 متر كه بر دایره ای به قطر ١٧ متر قرار گرفته اند، بنا شده است. این شمع ها از یک طرف به جكت متصل شده و از سوی دیگر تا عمق ١٧٠ متری به درون خاک نفوذ كردهاند.
نوشته شده توسط میثم فارسی در 0:31 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 خرداد1386
بالا بردن بهره وری با بکار گیری همزمان چند تکنولوژی در حفاری

معرفی:
حفاری underbalanced coiled tubing ارزش کاری خود را در 5 چاه در کاهش صدمات وارده به سازند در حین حفاری و بهبود بهره وری اثبات کرده است.

اهداف این پروژه در بکار گیری همزمان چند تکنولوژی در حفاری:
هدف از این پروژه، بهبود برداشت از چاه های عمودی از طریق ادامه حفاری در چاه های موجود بصورت افقی است. حفاری underbalance برای تعیین دقیق ناحیه تولید، آزمایش جریان تولید مخزن در حین حفاری، و جلوگیری از صدمه دیدگی سازند مخزن صورت می گیرد.

همچنین وسیله coil tubing بدلیل کوچکی قطر لوله جداری تولیدی و همچنین نرح بالای build up سازند خورنده مخزن، انتخاب شده است.

کاهش هزینه های حفاری و افزایش نرخ نفوذ (ROP):
موفقیت روش های مرکب حفاری بدلیل کاهش هزینه و همچنین بهبود بهره وری در مخزن میدان Hassi Messaoud کاملا مشهود می باشد. بهره وری چاه در حین حفاری بطور قابل ملاحظه ای در مقایسه با چاه های اطراف بهبود یافت. برای نمونه در حین حفاری چهارمین چاه با روش UBD، 12540 بشکه (3643 متر مکعب) نفت خام در مدت 20 روز تولید شد. در پایین تر از عمق 11952 فوت (3643 متر) در حدود 176.6 – 635.7 Mcf/d 5-18) Mcm/d) تولید شد.

ایندکس تولید در حین حفاری که برای روشن کردن مقدار بهره دهی مخزن در حین حفاری محاسبه گردید، به سرعت با افزایش عمق عمودی چاه چهارم افزایش یافت.

در حین حفاری پنجمین چاه هزینه های حفاری به دلائل حذف شدن پیوستن لوله ها، افزایش نرخ نفوذ، جلوگیری از مشکلات عمومی حفاری مانند کم شدن سیال حفاری، مشکلات مختلف در رابطه با گیر کردن لوله ها، افزایش عمر لوله جداری و کم شدن زمان و مسافت حفاری شده برای رسیدن به ناحیه تولیدی، کاهش یافت.

هزینه اولیه چاه مقداری بیشتر از 1.6 میلیون دلار بوده که با شروع پنجمین چاه تا کمتر از 1.2 میلیون بشکه کاهش یافت. این موفقیت ها با زمان گمگشته صفر (zero lost time) در طی حفاری کامل شد.

فرصت ها و رقابت ها:
بعد از کشف میدان Hassi Mesaoud، بوسیله چاه های عمودی گسترش یافت. اکثر این چاه ها دیگر بهره ور نبوده و نیاز به حفاری تعمیراتی دارند. میدان در مساحتی معادل 722 مایل مربع (2000 کیلومتر مربع) گسترده شده است. اولین ناحیه بهره ور مربوط به دوران کامبرین از سازند Ra در عمق 11155 فوت (3400 متر) نمایان شده است. مشخصه سازند Ra تخلخل، تراوایی و مقدار شیل متغیر است. ماسه سنگ سخت و خورنده موجب خطا در اندازه گیری پیوسته در حین حفاری بدلیل تعییرات در ته چاه و عملکرد مته می شود. مخزن پیچیده نیز تحت فشار قرار داشت که موجب کم شدن سیال حفاری در نواحی آسیب دیده سازند به محض نمایان شدن شکافی در سر آن می شود. کاهش گل نیز خطر شکاف های باز را زیاد کرده که موجب فوران آب (water breakthrough) خواهد شد.

تکنولوژی های جدید مورد استفاده
تیم حفاری خدمات 5 گانه زیر خود را از شرکت weatherford دریافت کرد؛

خدمات ابزار حفاری coil tubing
خدمات کنترل فشار حفاری
خدمات حفاری انحرافی
اندازه گیری در حین حفاری
لوله جداری thru-tubing

مته نیز از شرکت های گوناگون و بر اساس اطلاعات ثبت شده تهیه گردید.
نوشته شده توسط میثم فارسی در 0:26 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1 خرداد1386
سیستم جدید مونیتورینگ Riser معرفی شد

به گزارش نفت تایمز به نقل از مجله offshore تکنولوژی جدیدی برای آگاه ساختن فوری اپراتور، در صورت بروز مشکلی برای Riser در کنفرانس تکنولوژی های دریایی (OTC) در 30 آوریل 2007 بوسیله شرکت های MCS و Furgo GEOS معرفی شد. این سیستم هشدار دهنده برای بالا بردن ایمنی و کاهش Shut Down های احتمالی طراحی شده است.

Riser لوله ای خضیم برای راندن لوله حفاری در آن در حفاری دریایی است. این لوله از سطح آب تا کف سطح آب، بصورت محافط اطراف لوله حفاری قرار دارد. فضای خالی میان لوله حفاری و Riser مانند Annulus عمل کرده و از هرز روی سیالات حفاری جلوگیری می کند. این لوله نیز در برابر جریانات آب از لوله حفاری محافظت می کند.

این سیستم Vortex Induced Vibration On-Line و یا بطور مخفف VIVOL با نرم افزار و تجهیزات مربوطه پیوسته شده است.

به گزارش نفت تایمز آقای Donogh Lang، مدیر توسعه تجاری نرم افزار شرکت گفت: خوبی این سیستم تامین اطلاعات دقیق و زمان واقعی در رابطه با اتفاقات در حال رخداد روی دستگاه برای انجام محاسبات پیشگیر برای کاهش خطر خرابی در دستگاه می باشد. بر اساس این گزارش این سیستمی ارزان و خودکفا  بوده که بآسانی قابل نصب بروی Riser حفاری موجود با کمترین اخلال بروی دیگر عملیات اعمال شده در سکو، می باشد.

این سیستم برای مکان هایی دارای جریان های زیاد که در نتیجه ریسک موجود نوسانات حلقوی القایی است، طراحی شده است.

Riser

نوشته شده توسط میثم فارسی در 0:23 | | لینک به این مطلب
شنبه 18 فروردین1386
شیل های نفتی
شيلهاي نفتي گروه متنوعي از سنگها هستند که داراي مواد آلي بوده و بيشتر در حلال‌هاي آلي غيرقابل حل مي‌باشند، وليکن مي‌توان بوسيله حرارت دادن (تقطير) آنها را استخراج کرد. مواد آلي عمدتا کروژن است، وليکن ممکن است بيتومن نيز داشته باشند. مقدار نفتي که مي‌توان استخراج کرد از حدود 4% تا بيش از 50% وزن سنگ در تغيير است، يعني بين 10 و 150 گالن نفت در هر تن سنگ يا 50 تا 700 ليتر در هر هزار کيلوگرم است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 19:47 | | لینک به این مطلب
جمعه 10 فروردین1386
نفت در علوم مختلف زمين شناسي
بهره‌ گیری از علم زمین شناسی (مبنی برمطالعه سنگ‌ها ازجهات گوناگون) به منظور اکتشاف و بهره برداری از منابع نفت و گاز اساس علم زمین شناسی نفت را تشکیل می‌دهد.
مطالعه سنگ‌ها با بهره گیری از شاخه‌های مختلف علم زمین شناسی امکانپذیر است که با نتایج حاصل از این مطالعات و جمع بندی آنها ، سرانجام بکار برد زمین شناسی در شناسایی منابع هیدروکربنی که همان علم زمین شناسی نفت (Peiroleum Geology) می‌باشد، دست خواهیم یافت..
شاخه‌های مختلف علم زمین شناسی که در جهت شناسایی ، اکتشاف و بهره برداری از منابع نفتی ، هر کدام منحصرا به صورت تخصصی می‌توانند نقش ارزنده‌ای را داشته باشند عبارتند از :.
.
رسوب شناسی .
تقریبا تمام منابع هیدروکربنی در تشکیلات رسوبی و اشکال رسوب شناسی گوناگون وجود دارند. همچنین برای مخزن شدن سنگ یا به دام افتادن نفت و توسعه عمومی حوضه رسوبی ، شناختن مسائل زمین شناسی ساختمانی بسیار مهم است. .
ژئوشیمی آلی .
ژئوشیمی آلی که مواد موجود در رسوبات و تغییر شکل آنها و تبدیل آنها به هیدروکربن‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد، نیز یک بخش مهم از زمین شناسی محسوب می‌شود. بعلاوه امکان تشکیل سنگ‌های مادر با مقدار مواد آلی زیاد و سنگ‌های ذخیره با تخلخل بالا را می‌توان تا حد وسیعی توسط مفاهیم و مدل‌های رسوب شناسی و شناخت اقیانوس‌های گوشته پیشگویی کرد. .
دیرینه شناسی .
ارتباطات بیو استراتیگرافی ازروی لایه‌های مشاهده شده در چاه‌های اکتشافی و نیز استفاده از میکرو فسیل شناسی جهت پی بردن به توسعه میدان‌های نفتی تا حد زیادی در صنعت نفت کارایی دارند. به نمونه‌های کوچک بدست آمده درطول حفاریها که حاوی میکروفسیل‌ها هستند نمی‌توان زیاد اطمینان کرد. به عبارت دیگر مغزه‌های بدست آمده با وزن چندگرم امکان دارد دارای چند صد میکرو فسیل باشند که ممکن است برای جمع بندی و نتایج چینه شناسی بهتر از ماکرو فسیل‌ها باشند. .
.
زمین شناسی ساختمانی .
پیش از صد سال قبل اکتشافات نفت را با توجه به تراوش‌های بزرگ نفت که درسطح زمین و در نزدیکی محل حفاری صورت می‌گرفت انجام می‌دادند. ولی امروزه برای اکتشاف از ساختارهایی که به ندرت در سطح زمین قابل روئیت هستند، استفاده می‌کنند و برای تشریح ساختارهای زیرزمینی ابتدا اندازه گیری‌های ژئوفیزیکی در سطح زمین انجام داده و سپس ارتباطات لایه‌ها را بوسیله مفاهیم بدست آمده از طریق لاگ‌ها و فسیل‌ها استفاده می‌کنیم. .
.
ژئوفیزیک .
معمولا در اندازه گیری‌های ژئوفیزیکی از روشهای گرادیمتری (Gradimetry) و مگنتومتری (Magnecometry) و بالاخره لرزه نگاری که بهتر از دو روش قبلی است استفاده می‌کنند. با پیشرفت‌های سریع در کیفیت تکنیک‌های لرزه نگاری و نتایج حاصله از این نوع اندازه گیری‌ها مفاهیم کاملا جدید و میدان‌های توسعه یافته‌ای را می‌توان مشخص کرد. به دلیل اینکه حفاری در زیر بستر اقیانوسها بسیار پرهزینه است، در اکثر اوقات مقاطع لرزه نگاری و دیگر داده‌های ژئوفیزیکی تنها اطلاعات ما می‌باشند. .
روش‌های چاه‌پیمایی ژئوفیزیکی نیز به سرعت توسعه یافته‌اند و لاگ‌ها یک پیوستگی اطلاعاتی را در مورد سری‌های طویل طبقات تهیه می‌کنند که بندرت با دیگر روش‌ها می‌توان این اطلاعات را تهیه نمود. این اطلاعات نه تنها تعبیر ترکیب لیتوژی سنگ‌ها و اختلاف آنها را از نظر تخلخل و نفوذپذیری ممکن می‌سازد (خواص ویژه مخازن نفتی) بلکه محیط‌های ته نشینی در رسوبات را مشخص می‌کند. .

نوشته شده توسط میثم فارسی در 1:16 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 5 فروردین1386
شیل های نفتی

شيلهاي نفتي(oil shale) از ديگر منابع پتانسيل دار سوختهاي فسيلي هستند. در واقع مقدار اين ذخائر پتانسيل دار بيشتر از منابع تخمين زده شده ي گاز و نفت است.

در بيشتر سنگهاي رسوبي دانه ريز مقداري مواد آلي دانه ريز وجود دارد. اگر اين سنگها در شرايط مناسبي مدفون شوند احتمالا قادر به توليد نفت و گاز طبيعي به صورت تجاري خواهند بود. عمق مدفون شدن بعضي از سنگهاي غني در مواد آلي هرگز به حدي نميرسد كه تبديل كروژن موجود در آنها را به انواع هيدروكربور ميسر سازد. اما مي توان با حرارت دادن اين رسوبات از آنها نفت و گاز توليد كرد. با اجراي اين شيوه در واقع با استفاده از يك سنگ مادر نابالغ يك ميدان نفتي مصنوعي بوجود مي آوريم. تا اينجا توليد نفت از شيل در بهترين حالت خود فقط در مقياسي كوچك صورت گرفته است. مقداري از اين توليد در كشور چين، استونيا و ديگر مناطق اتحاد جماهير شوروي انجام گرفته است.

غني ترين رسوبات شيلهاي نفتي با عيار بالا در ايالات متحده قرار دارد. طرز تشكيل اين رسوبات بدين ترتيب است كه در اشكوب ائوسن درياچه هاي بزرگ آب شيرين در بخشهايي گسترده شده بودند كه امروزه در ايالات متحده به عنوان كلرادو، يوتا و وايومينگ شناخته مي شوند. در اين درياچه ها توده هاي عظيمي از رسوبات غني در مواد آلي انباشته شدند. رسوباتي كه امروزه به عنوان شيلهاي نفتي گرين ريور شناخته مي شوند. برخي از اين شيل ها آنقدر غني هستند كه مي توان از هر تن آنها 240 ليتر نفت توليد كرد. مقدار ذخائر پتانسيل دار نيز فراوان است. ميزان اين فراواني در حال حاضر دقيقا مشخص نيست اما مسلما با تمام ذخاير نفت و گاز طبيعي شناخته شده و پيش بيني شده ي موجود در امريكي برابري مي كند. واحد هاي صنعتي تا سالها مشغول تجربه كردن تكنولوژي آزمايش شيل گرين ريور در مقياسي كوچك بوده اند. تا اين مرحله بهره برداري در مقياس بزرگ از اين منبع متوقف شده است و علت اين توقف نيز ارزانتر بودن نفت موجود در ميدان هاي نفتي كنوني جهان و مشكلات محيطي ناشي از عمليات گسترده ي اين فرآيند بوده است. براي مثال هنگامي كه شيل براي استخراج نفت حرارت داده مي شود منبسط شده و حجم شيل حرارت ديده نسبت به پيش از ديده حرارت تا 20 درصد افزايش مي يابد. علاوه بر آن در هر بهره برداري عملي مي بايستي مقادير عظيمي از شيل مورد استفاده قرار گيرد. بر اين اساس اين مشكل پيش مي آيد كه پس از توليد نفت با شيل باقي مانده چه بايستي كرد؟ از اين گذشته فرآيند استخراج مستلزم استفاده از مقادير زيادي آب است يعني همان چيزي كه ايالات غربي با كمبود آن روبرو هستند.

امريكا علاوه بر شيل گرين ريور داراي مقادير زيادي از ديگر شيلهاي غني در مواد آلي است. هر چند كه انباشت مواد آلي در اين شيل ها به هيچ وجه با آنچه كه در گرين ريور ديده مي شود قابل مقايسه نيست. در هر حال اگرچه اين رسوبات نهايتا مورد بهره برداري قرار خواهند گرفت اما تكنولوژي موجود بسيار دورتر از وضعيتي است كه بتواند اين رسوبات را به يك منبع مفيد انرژي مبدل سازد.

نوشته شده توسط میثم فارسی در 22:23 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 12 بهمن1385
حفاری
كندن چاه و رسيدن به هدف مورد نظر را حفاري مي گويند حفاري يكي از كارهاي پيچيده و گران و طاقت فرسا وتخصصي در صنعت نفت بشمار مي رود.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 13:30 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 29 آبان1385
صنایع بالا دستی صنعت نفت و تاریخچه چاه پیمایی

صنایع بالا دستی صنعت نفت

 

اکتشاف :

در اوایل پیدایش صنعت نفت آثار و علائمی از قبیل تراوش گاز و نفت و قیر به سطح زمین جویندگان نفت را به کشف مخازن زیرزمینی کمک میکند.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 9:28 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 23 آبان1385
سيستم گردش گل و موارد مورد استفاده در گل حفاری
سيستم گردش گل و موارد مورد استفاده در گل حفاری

سيال حفاري اگر مايع باشد قسمت عمده آن آب است و گاهي نفت جزء اصلي آن است. از رس هاي مخصوصي براي شكل دادن به گل حفاري استفاده مي شود و باريت براي افزايش وزن مخصوص گل بكار ميرود.  مواد شيميائي براي كنترل گرانروي (Viscosity) گل و افزايش توانائي ذرات جامد گل براي اندود نمودن ديواره چاه بكار مي روند.  ١٪ تمامي چاههاي نفت حفاري شده از هواي متراكم يا گاز طبيعي براي سيال حفاري بجاي گل استفاده كرده اند. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 10:12 | | لینک به این مطلب
شنبه 13 آبان1385
منطقه نفت خيز گچساران

منطقه نفت خيز گچساران

 

منطقه نفتخيز گچساران در سالهاى ١٣٠٢ و ١٣٠٣ هجرى شمسى مورد مطالعه قرار گرفت. در سال ١٣١٠ عمليات حفارى براى چندمين بار آغاز شد و پس از حفر چاههاى بسيار در لايه آسمارى ميزان توليد نفت به ٢١ هزار بشكه در روز رسيد. برنامه هاى حفارى تا قبل از ملى شدن صنعت نفت ادامه يافت و در اين مدت به ١٦ حلقه چاه و ٦٠ هزار بشكه نفت در روز افزايش يافت. پس از ملى شدن صنعت نفت، شركت اكتشاف و توليد نفت ايران در سالهاى ٣٦ و ١٣٣٥ عمليات حفارى را بار ديگر در اين منطقه آغاز كرد. اين برنامه نيز تا سال ١٣٤٥ ادامه داشت و تعداد چاههاى حفارى شده به ٤٦ حلقه افزايش يافت....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثم فارسی در 1:30 | | لینک به این مطلب